شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٤٤ - ٦٢٧٨ عجبت لرجل يأتيه اخوه المسلم فى حاجة فيمتنع عن قضائها و لا يرى نفسه للخير اهلا فهب انه لا ثواب يرجى و لا عقاب يتقى أ فتزهدون فى مكارم الاخلاق
٦٢٧٧ عجبت لمن يرغب فى التكثر من الاصحاب كيف لا يصحب العلماء الالباء الاتقياء الذين يغنم فضائلهم و تهديه علومهم و تزينه[١] صحبتهم.
عجب دارم از كسى كه رغبت ميكند در بسيارى مصاحبان چگونه مصاحب نمىشود با علماى خردمندان پرهيزگاران كه غنيمت برد فضايل ايشان را، و راه نمايد او را علمهاى ايشان، و زينت دهد او را صحبت ايشان. مراد به «غنيمت بردن فضايل ايشان» اينست كه فضايلى كه ايشان دارند او نيز بسبب صحبت با ايشان كسب كند آنها را، و اين غنيمتى باشد از براى او يعنى نفعى عظيم.
٦٢٧٨ عجبت لرجل يأتيه اخوه المسلم فى حاجة فيمتنع عن قضائها و لا يرى نفسه للخير اهلا فهب انه لا ثواب يرجى و لا عقاب يتقى أ فتزهدون فى مكارم الاخلاق.
عجب دارم از مردى كه مىآيد نزد او برادر مسلمان او در حاجتى، پس باز مىايستد او از برآوردن آن و نمىبيند خود را از براى كار خير اهل و سزاوار، پس گمان كن كه نيست ثوابى كه اميد داشته شود و نه عقابى كه پرهيز كرده شود آيا پس بىرغبتيد در خصلتهاى نيكو، يعنى تعجب است از مردى كه برادر مسلمان او مىآيد نزد او از براى حاجتى كه داشته باشد پس او باز مىايستد از برآوردن آن با آن همه ثواب كه بر قضاى حاجت برادر مسلمان وارد شده و عقاب كه وارد شده از براى كسى كه امتناع كند از آن با وجود قدرت بر آن، و بر تقديرى كه كسى گمان كند كه ثواب و عقابى نيست و منكر آنها باشد، در خوبى بعضى خصلتها و بدى بعضى از آنها شكى نيست، و شكى نيست نيز در اين كه ملكه برآوردن حاجت برادران از اخلاق حميده نيكوست، پس كسى كه امتناع كند از آن با وجود قدرت بر آن بر تقديرى
[١] - شارح( ره) اين كلمه را بضم تاء و فتح زاى و كسر ياء ضبط كرده و از باب تفعيل گرفته است در صورتى كه مجرد آن نيز درست است، در اقرب الموارد گفته:« زانه( كضرب) يزينه زينا ضد شانه، و زينه و أرانه ازانة بالاعلال، و أزينه إريانا بالتصحيح بمعنى زانه».