شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٣٨ - ٦٢٦٢ عجبت لغفلة الحساد عن سلامة الاجساد
حق تعالى سبب رستگارى از براى او قرار داده و هميشه ميسرست او را و بمنزله اينست كه با اوست و آن استغفارست يعنى پشيمانى از آنچه كرده و طلب آمرزش آنها از حق تعالى، پس با وجود چنين سبب رستگارى كه حق تعالى قرار داده تعجب است از جمعى كه بسبب گناهان كه كرده باشند ديگر خود را نوميد مىسازند از رحمت خدا و بآن اعتبار باز نمىايستند از هيچ گناهى.
٦٢٥٩ عجبت لمن علم شدة انتقام الله منه و هو مقيم على الاصرار.
تعجب دارم از كسى كه ميداند سختى انتقام كشيدن خدا را از او و حال آنكه او ايستادگى كننده است بر اصرار، يعنى ميداند سختى انتقام كشيدن خدا را از او اگر گناهى بكند و حق تعالى خواهد كه انتقام بكشد از او، و با وجود اين ترك گناه نكند و ايستادگى كند بر اصرار يعنى بر دائم داشتن گناه و بر پاى داشتن آن. و در بعضى نسخهها لفظ «منه» نيست و بنا بر اين در ترجمه لفظ «از او» مىافتد و اين ظاهرترست.
٦٢٦٠ عجبت لمتكبر كان امس نطفة و هو فى غد جيفة.
تعجب دارم از متكبرى كه بود ديروز نطفه و حال آنكه او در فردا مردارى است، «نطفه» منى را گويند و در اصل بمعنى آب صاف است يا اندك آبى كه بماند در دلوى يا خيكى.
٦٢٦١ عجبت لمن عرف الله كيف لا يشتد خوفه.
تعجب دارم از كسى كه بشناسد خدا را چگونه سخت نمىشود ترس او، وجه تعجب اينست كه كسى كه بشناسد خدا را ميداند قدرت او را بر انتقام و اين كه انتقام او شديد است و با وجود اين بايد كه ترس او از او سخت باشد و جرأت بر عصيان او نكند پس هر گاه چنين نباشد تعجب است از او.
٦٢٦٢ عجبت لغفلة الحساد عن سلامة الاجساد.
تعجب دارم از غفلت حسودان از سلامتى بدنها، «حسود» چنانكه مكرر