شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١٧ - ٦١٩٧ على المتعلم ان يدأب نفسه فى طلب العلم، و لا يمل من تعلمه، و لا يستكثر ما علم
دهد ايشان را از راهى كه گمان نداشته باشند نمىشود مگر باين كه اعتماد تمام بر وفاى خدا به آن چه ضامن شده و وعده فرموده نداشته باشد و شك در آن داشته باشد و اگر نه خوف و ترس جهتى ندارد، و همچنين حرص زياد و ارتكاب تعبها و زحمتهاى آن و بازماندن بسبب آن از آنچه باعث سعادت اخروى او گردد با وجود عدم احتياج بالفعل منشأى نتواند داشت بغير از توهم اين كه اگر ذخيره زياد نداشته باشد مبادا يك وقتى شود كه آنچه داشته باشد تمام شود و ديگر بىروزى ماند و اين معنى نيز از كمى اعتماد بر حق تعالى و شك مذكور ناشى مىشود چنانكه در بخيلى مذكور شد، و ايضا كسى را كه شك در معارف إلهيه نباشد داند كه يك مرتبه باشد از روزى كه زياده بر آن از براى او مقدر نشده و ممكن نيست پس حرص زياد و راضى نشدن بهيچ مرتبه صورتى ندارد و أيضا داند كه اعتماد بايد كه بر تفضل حق تعالى باشد كه اگر آن نباشد ممكن است كه سعى او أصلا سودى ندهد و بر تقديرى كه بدهد آنچه تحصيل كند همه يك بار بآفتى تلف گردد و با وجود اين اعتماد بر همان بىحرص نيز كافى است و حاجت بحرص نيست با وجود منع از آن و اين وجه در بخيلى نيز جاريست.
٦١٩٦ على العالم ان يعمل بما علم، ثم يطلب تعلم ما لم يعلم.
بر عالم است اين كه عمل كند به آن چه دانسته بعد از آن طلب كند آموختن آنچه را ندانسته. يعنى بايد كه او اول عمل كند به آن چه دانسته بعد از آن ديگر طلب كند دانستن آنچه را ندانسته، و اين مضمون در احاديث ديگر نيز وارد شده چنانكه قبل از اين نقل شد.
٦١٩٧ على المتعلم ان يدأب نفسه فى طلب العلم، و لا يمل من تعلمه، و لا يستكثر ما علم.
بر كسى كه تعليم مىگيرد اينست كه تعب بفرمايد نفس خود را در طلب علم، و ملول نشود از تعليم گرفتن آن، و بسيار نشمارد آنچه را دانسته، بلكه هر قدر كه