شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٧٨ - ٦٠٧١ ظلف النفس عن لذات الدنيا هو الزهد المحمود
و «بودن احسان لئيمان تيره وبادار» ظاهرست، چه اگر هيچ نحو خفتى و ذلتى با آن نباشد آميخته بكمال منت خود البته باشد.
٦٠٦٨ ظاهر القرآن انيق، و باطنه عميق.
ظاهر قرآن خوش آينده است، و باطن آن عميق است. «خوش آيندگى ظاهر آن» ظاهرست، و «عميق بودن باطن آن» باعتبار اينست كه در باطن آن معانى و أسرار بسيار باشد كه ببعضى از آنها بفكر پى توان برد و بعضى ديگر أفكار بشرى از آن قاصرست و بجز بوحى و الهام معلوم نتواند شد.
٦٠٦٩ ظاهر الاسلام مشرق، و باطنه مونق.
ظاهر اسلام درخشنده است، و باطن آن خوش آينده. «درخشندگى ظاهر آن» باعتبار اينست كه مجرد تلبس بظاهر آن باعث پاكيزگى وضع و حال و محفوظ بودن جان و مال و بيرون آمدن از تاريكى ذلت و خوارى و تابش انوار كرامت ظاهرى مىگردد. و «باطن آن خوش آينده است» باعتبار اين كه اعتقاد بآن در باطن نيز و عمل بآن بر وجهى كه بايد باعث سعادت و نيكبختى دنيوى و أخروى گردد.
٦٠٧٠ ظلف النفس عما فى ايدى الناس هو الغنى الموجود.
بازداشتن نفس از آنچه در دستهاى مردم است يعنى طمع نكردن در آنها آنست توانگرى يافت شده، يعنى توانگريى كه هر وقت يافت تواند شد و موقوف بر كسب مال و اسبابى نيست، يا اين كه توانگريى كه يافت تواند شد همين است، و توانگرى ظاهرى در حقيقت توانگرى نيست بلكه آميخته بصد گونه فقر و حاجت است.
٦٠٧١ ظلف النفس عن لذات الدنيا هو الزهد المحمود.
باز داشتن نفس از لذتهاى دنيا آنست زهد ستوده شده يعنى زهد ستوده