شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٦٨ - ٦٠٣٥ طوبى للزاهدين فى الدنيا، الراغبين فى الآخرة، اولئك اتخذوا الارض بساطا، و ترابها فراشا، و ماءها طيبا، و القرآن شعارا، و الدعاء دثارا، و قرضوا الدنيا على منهاج المسيح عيسى بن مريم على نبينا و
گرفته بوده و اگر كسى تعويذ كند و دفع بلاها از او شود علم خدا بآن تعلق گرفته بوده و [قدر] در باره او اين بوده، پس تعويذ چيزى از قدر را دفع نمىكند بلكه اگر واقع شود آن هم داخل قدر خواهد بود و رسيدن بلا باو درين صورت قدر نخواهد بود، پس تعويذ بلا را دفع ميكند و قدر را دفع نمىكند و حاصل اين است كه:
حق تعالى چنين مقرر كرده كه اگر تعويذ نكند فلان بلا باو برسد و اگر بكند آن بلا دفع شود و در ازل علم بهر طرف كه واقع مىشود دارد، و آن را «قضا و قدر» گويند و علم سابق علت وقوع يك طرف نمىشود بلكه آن تابع اينست، و بنا بر اين هر گاه كسى تعويذ بكند دفع بلائى كرده كه بر تقدير عدم تعويذ مقدر بود و دفع قدر واقعى نكرده چه در واقع قدر درين صورت دفع بلا ازو خواهد بود نه رسيدن بلا باو، و الله تعالى يعلم.
و چون اين مطلب از مشكلات بود و بر اكثر مردم مشتبه و بآن اعتبار جمعى توهم جبر در افعال خود و عدم اختيار در آنها مىكردند قدرى تفصيل قول در آن مناسب نمود هر چند ملايم وضع اين كتاب نبود.
٦٠٣٥ طوبى للزاهدين فى الدنيا، الراغبين فى الآخرة، اولئك[١] اتخذوا الارض بساطا، و ترابها فراشا، و ماءها طيبا، و القرآن شعارا، و الدعاء دثارا، و قرضوا الدنيا على منهاج المسيح عيسى بن[٢] مريم على نبينا و ٧.
خوشا از براى بى رغبتان در دنيا، رغبت كنندگان در آخرت، ايشانند كه فرا گرفتهاند زمين را بساطى، و خاك آنرا فراشى، و آب آنرا بوى خوشى، و قرآن را شعارى، و دعا را دثارى، و بريدهاند دنيا را بر طريقه مسيح عيسى بن مريم بر پيغمبر
[١] - در چاپ صيدا( ص ١٥١) باضافة« الذين» در اينجا، و در نهج البلاغه بجاى« الذين» لفظ« قوم» ذكر شده است( ج ٤ شرح نهج ابن الحديد چاپ اول مصر، ص ٢٨٦).
[٢] - شارح( ره)« ابن» را منصوب ضبط كرده باعتبار اين كه صفت« عيسى» است كه غير منصرف است و جز آن بفتحه ميباشد در صورتى كه قرائت آن بجر نيز درست است نظر باصل و هيچ اشاره بآن نكرده است، در هر صورت ما مطابق ضبط او چاپ كرديم.