شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٦٥ - ٦٠٣٤ طريق مظلم فلا تسلكوه، و بحر عميق فلا تلجوه، و سر الله سبحانه فلا تتكلفوه
فرموده از آن، و پرسش نمىكند از آنچه قضا كرده بر ايشان پس شما را چه كارست بتحقيق قضاى خداى تعالى، بلكه بر شماست تحقيق آنچه دانستن آن در كارست از اوامر و نواهى و ساير احكام معهوده حق تعالى، و بنا بر اين دانستن قضا و قدر در كار نخواهد بود.
و احتمال ديگر آنچه اشاره بمعنى قضا باشد كه «قضا» در چيزيست كه خداى عز و جل در روز قيامت سؤال از آن نكند پس در أفعال اختياريه عباد نخواهد بود و بنا بر اين ظاهر اينست كه «قدر» هم نيز بمعنى «قضا» باشد و اگر نه بايست اشاره بآن هم بشود، و اين احتمال موافق است با آنچه معتزله گفتهاند كه: قضا و قدر در أفعال اختيارى عباد نمىباشد و علم خدا اگر چه شامل آنها هم هست اما علم بچيزى علت وقوع آن نمىشود بلكه وقوع آنها باراده و اختيار ايشانست پس ايشان قضا و قدر خدا را امرى گرفتهاند كه سبب وقوع فعل شود مثل اراده حتمى يا خلق و ايجاد، و ظاهرست كه قضا و قدر باين معنى در أفعال بندگان نخواهد بود و اگر نه سؤال و حساب و ثواب و عقاب معقول نباشد، و بنا بر اين آيه كريمه «إنا كل شيء خلقناه بقدر» تخصيص داده مىشود ببعضى أشياء، يا اين كه قدر در آن بمعنى ديگر خواهد بود چنانكه از حضرت امير المؤمنين صلوات الله و سلامه عليه روايت شده كه در تفسير اين آيه كريمه فرموده كه خداى تعالى مىفرمايد كه: ما هر چيزى را خلق كردهايم از براى اهل آتش باندازه أعمال ايشان، پس تخصيص داده مىشود بچيزهائى كه از براى اهل آتش خلق شده، و چنانكه بعضى مفسرين گفتهاند كه: مراد اينست كه ما خلق كردهايم هر چيزى باندازه كه حكمت اقتضاى آن كرده و موافق مصلحت بوده، پس تخصيص داده مىشود بچيزهائى كه خداى تعالى خالق آنها باشد و شامل أفعال عباد نخواهد بود و الله تعالى يعلم.
و شيخ صدوق رحمه الله بعد از آنچه نقل كرديم گفته كه:
و كلام در قدر نهى شده از آن، و نقل كرده حديثى از حضرت امير المؤمنين