شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٦٤ - ٦٠٣٤ طريق مظلم فلا تسلكوه، و بحر عميق فلا تلجوه، و سر الله سبحانه فلا تتكلفوه
همه بخلق و ايجاد خدا موجود شدهاند و قدر را بمعنى قضا و تأكيد آن نگرفته بلكه چون قدر بمعنى اندازه گرفتن و واقع ساختن چيزى در جاى خود و بروشى كه حق آنست آمده قدر را در همه اشياء بآن معنى گرفته و گفته كه: قدر حق تعالى در آنچه خود كرده ايجاد كردن و واقع ساختن آنهاست در جاى خود و بروشى كه حق آنهاست، و در افعال بندگان اين است كه آنچه قرار داده در آنها از امر و نهى و ثواب و عقاب و غير آن همه آنها واقع است در موقع خود و گذاشته شده در موضع خود، واقع نشده عبث و كرده نشده باطل، و پوشيده نيست كه آنچه گفته اگر چه صحيح است اما حمل قضا و قدر بر آن خالى از دوريى نيست.
و حكما گفتهاند كه: مراد بقضاى خداى تعالى علم اوست به آن چه هر چيز سزاوار آنست كه بر آن نحو موجود شود از براى نظام كل، و قدر حق تعالى اخراج آنهاست بوجود در خارج بأسباب آنها بروشى كه در قضا مقرر شده كه نظام أكمل است.
و مخفى نيست كه وجود هر چيز بقضا و قدر باين معنى صحيح است و محتاج بتخصيص نيست. و بعضى از علماى ما نيز علم را يكى از معانى قضا شمردهاند و قضا را در بعضى آيات كريمه بآن تفسير كردهاند.
و شيخ صدوق محمد بن بابويه رحمه الله كه از اكابر علماى متقدمين است در رساله اعتقادات خود گفته كه: اعتقاد ما در قضا و قدر قول حضرت صادق است صلوات الله و سلامه عليه كه بزراره فرموده در وقتى كه زراره سؤال كرده از آن حضرت كه: اى سيد من چه مىفرمائيد در قضا و قدر؟- پس آن حضرت فرمود كه: مىگويم من كه بدرستى كه خداى تعالى هر گاه جمع كند بندگان را روز قيامت سؤال ميكند ايشان را از آنچه عهد كرده بسوى ايشان، و سؤال نمىكند ايشان را از آنچه قضا كرده بر ايشان.
و بگمان فقير اين حديث شريف كه شيخ مفيد طاب ثراه حكم بصحت آن كرده دو احتمال دارد:
يكى آنكه خداى تعالى پرسش ميكند بندگان را از آنچه أمر كرده بآن و نهى