شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٤٧ - ٥٩٧٧ طوبى لمن خاف العقاب، و عمل للحساب، و صاحب العفاف، و قنع بالكفاف، و رضى عن الله سبحانه
كه بحسب ظاهر شبيه بيكديگر باشند و در واقع بعضى حق باشند و بعضى باطل بر او پوشيده نماند و بتندى ذهن و فطنت و توفيق دانش و معرفت تميز ميانه آنها بكند و حق را از باطل جدا نمايد.
٥٩٧٥ طوبى لمن بادر الاجل، و اغتنم المهل، و تزود من العمل.
خوشا از براى كسى كه پيشى گيرد بر اجل، و غنيمت شمارد مهلت را، و توشه فرا گيرد از عمل. «پيشى بگيرد بر اجل» يعنى پيشى بگيرد بكردن كارهاى خير پيش از رسيدن آن. و «غنيمت شمارد مهلت را». يعنى غنيمت داند فرصت و مهلت كارهاى خير را، و تا فرصت دارد سعى كند در آنها و پس نيندازد كه مبادا ديگر مهلت نيابد. و «توشه فرا گيرد از عمل» يعنى توشه آخرت از عملهاى خير.
٥٩٧٦ طوبى لمن استشعر الوجل، و كذب الامل، و تجنب الزلل.
خوشا از براى كسى كه شعار خود سازد ترس را، و دروغ شمارد اميد را، و دورى كند از لغزش. «شعار» چنانكه مكرر مذكور شد جامه را گويند كه ملاصق بدن و موى آن باشد و مراد اينست كه ترس از خداى عز و جل هميشه با او باشد مانند آن جامه كه همراه صاحب خود باشد، و «دروغ شمارد اميد را» يعنى باطل داند آنرا، يا دروغ داند وعدههاى آنرا و فريب آنها نخورد.
٥٩٧٧ طوبى لمن خاف العقاب، و عمل للحساب، و صاحب العفاف، و قنع بالكفاف، و رضى عن الله سبحانه.
خوشا از براى كسى كه بترسد از عقاب، و عمل كند از براى روز حساب، و همراه باشد با پرهيزگارى، و قناعت كند بكفاف، و خشنود باشد از خداى سبحانه. «قناعت كند بكفاف» يعنى بمقدارى كه كافى باشد از براى ميانه رو، و طلب زياده بر آن نكند، و «خشنود باشد از خداى سبحانه» يعنى خشنود باشد به آن چه حق تعالى نصيب