شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٨٨ - ٥٧٨١ شر الاعداء ابعدهم غورا، و اخفاهم مكيدة
او مگر خيرى. و از حضرت أمير المؤمنين صلوات الله و سلامه عليه روايت شده كه:
بقيه عمر مؤمن نيست قيمتى از براى آن[١]، باز يافت ميكند بآن آنچه را فوت شده باشد، و زنده مىگرداند بآن آنچه را مرده باشد، بلكه مراد چنانكه بعضى احاديث مشعر به آنست دوست داشتن مرگ باشد در وقتى كه خدا مقدر كرده باشد و دشمن داشتن زندگانى را بعد از آن نه مثل آنان كه خواهند كه: هميشه زنده باشند در دنيا، يا اين كه مراد اين باشد كه: هر گاه چنين كنيد در وقت مرگ ظاهر شود بر شما حال و مرتبه شما در آن نشأه، پس دوست داريد در آن وقت مرگ را و دشمن داريد زندگانى را چون خواهيد كه زود برسيد بآن مرتبه، و در احاديث از طرق ما و أهل سنت هر دو مؤيد اين معنى وارد شده.
٥٧٨٠ شرع الله لكم الاسلام فسهل شرائعه، و اعز اركانه على من حاربه.
راه قرار داده خدا از براى شما دين اسلام را، پس آسان گردانيده احكام آن را، و قوى و غالب گردانيده اركان آن را بر كسى كه جنگ كند با آن يعنى أركان و جوانب آنرا قوى و محكم گردانيده كه هر كه محاربه كند با آن و سعى كند در خرابى آن رخنه نتواند كرد در أركان آن بلكه أركان آن غلبه كند بر او و او را هلاك يا خوار و ذليل گرداند[٢].
٥٧٨١ شر الاعداء ابعدهم غورا، و اخفاهم مكيدة.
بدترين دشمنان دورترين ايشانست بحسب غور، و پنهانترين ايشانست بحسب مكر. «غور» بمعنى فرو رفتن در چيزى و رسيدن بته آنست و مراد اينست كه:
.
[١] - شارح( ره) بخط خود در حاشيه گفته:« يعنى هيچ چيز قيمت و بهاى آن نمىتواند شد» و در ساير نسخ باضافه« منه رحمه الله».
[٢] - مناسب اين مضمون است اين گفتار سنائى:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|