شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٨٤ - ٥٧٧١ شيئان لا يواز نهما عمل، حسن الورع، و الاحسان الى المؤمنين
٥٧٦٧ شيئان لا تسلم عاقبتهما، الظلم و الشر.
دو چيزست كه سالم نيست عاقبت آنها، ستم و شر. پوشيده نيست كه «شر» بمعنى بدى است و بنا بر اين شامل ستم هم باشد و ستم را با آن دو چيز گرفتن ناخوش است پس ظاهر اينست كه مراد در اينجا بد ذاتى باشد و با مردم بد بودن و فتنه كردن ميان ايشان و رشك و كينه ايشان را داشتن و مانند اينها. و در بعضى نسخهها بجاى «الشر» «الشره» است و بنا بر اين ترجمه آن بجاى «شر» «شره» است يعنى غلبه حرص[١]، و اين محتاج بتكلفى نيست.
٥٧٦٨ شيئان لا تبلغ غايتهما، العلم و العقل.
دو چيزست كه رسيده نمىشود نهايت آنها، علم و عقل، يعنى كسى بنهايت مرتبه فضل و افزونى آنها نمىتواند رسيد و هر فضلى كه از براى آنها قرار دهد زياده بر آنند، يا اين كه كسى بنهايت آنها نمىتواند رسيد و بهر مرتبه از آنها كه برسد بالاتر از آن نيز باشد.
٥٧٦٩ شيئان لا يوزن ثوابهما، العفو و العدل.
دو چيزست كه سنجيده نمىشود ثواب آنها، عفو و عدل، يعنى ثواب عفو يعنى در گذشتن از گناه كسى، و عدل پادشاه و ساير حكام زياده از آنست كه توان سنجيد و مقدار آنرا توان دانست.
٥٧٧٠ شيئان هما ملاك الدين، الصدق و اليقين.
دو چيزست كه آنها ملاك دينند، راستى و يقين. «ملاك دينند» يعنى دين به آنها برپاست و به آنها مالك دين مىتوان شد، و مراد به «راستى» راستى در هر باب است، و به «يقين» يقين بعقايديست كه يقين به آنها بايد.
٥٧٧١ شيئان لا يواز نهما عمل، حسن الورع، و الاحسان الى المؤمنين.
[١] - بنا بر اين از دو ماده متغاير خواهند بود زيرا اولى از« ش ر ر» است كه مضاعف است و دوم از« ش ر ه» است كه صحيح است.