شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧ - ٥١٣٢ دع ما يريبك الى مالا يريبك
خود كرده بلكه گاه باشد كه آن دشمن نيز بسبب آن دوست گردد و حفظ برادرى از جانب او نيز بشود.
٥١٣١ دع الكلام فيما لا يعنيك، و فى غير موضعه، فرب كلمة سلبت نعمة و لفظة اتت على مهجة.
واگذار سخن گفتن را در آنچه مهم نباشد ترا، و در غير جاى آن، پس بسا كلمه باشد كه زايل كند نعمتى را، و بسا لفظى كه بيايد بر خونى. «مهم نباشد ترا» يعنى اعتنائى بآن نداشته باشى و از فوت آن غم و همى رو ندهد ترا، و «در غير جاى آن» يعنى واگذار سخن را در جائى كه جاى آن نباشد، باعتبار اين كه گفتن آن در آنجا متضمن ضررى باشد يا فايده بر آن مترتب نشود، و «بسا لفظى كه بيايد بر خونى» يعنى سبب ريختن خونى شود بناحق.
٥١٣٢ دع ما يريبك الى مالا يريبك.
واگذار آنچه را بشك اندازد ترا بسوى آنچه بشك نيندازد ترا. يعنى در هر امرى و كارى هرگاه طريقى باشد كه شكى نباشد در صحت و استقامت آن، و طريقى باشد كه مشكوك باشد، آن طريق را اختيار كن كه شكى نباشد در آن، و وا گذار آن طريق را كه شك داشته باشى در آن هر چند منفعت آن بر تقدير صحت زياده باشد از منفعت آن طريق يقينى.
و از اين قبيل است عمل باحتياط در مسائل شرعيه، چه هر گاه عمل باحتياط شود يقين ببرائت ذمه حاصل شود، و هر گاه عمل بآن نشود شك باشد در آن، پس عمل بيقين بايد كرد مثل اين كه جمعى از علما قرائت سوره را در نماز واجب مىدانند، و جمعى ديگر واجب نمىدانند بلكه مستحب مىدانند، پس اگر كسى احتياط كند و بخواند يقين ببرائت ذمه خود حاصل كند و بنا بر هر دو مذهب نماز او صحيح باشد، و اگر نخواند او را يقين بآن نباشد بلكه شك در آن باشد،