شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٦٠ - ٥٦٦٧ شكر العالم على علمه عمله به و بذله لمستحقه
بدل و اركان ديگر سرايت نمىكند، زيرا كه او را در دل اعتقادى نباشد، و اگر بأركان ديگر عبادتى كند چون بى اعتقادست مجرد صورتيست و عبادتى نيست كه شكر تواند شد بلكه محض وزر و عصيان است، و شكر زبانى او نيز چنان است و آن در حقيقت شكر زبانى نباشد بلكه شكر بودن آن بمجرد لفظيست كه خود بزبان ميراند.
٥٦٦٣ شكر نعمة سالفة يقضى بتجدد نعم مستأنفة.
شكر نعمتى گذشته حكم ميكند بتازه شدن نعمتهائى ابتدا كرده شده، يعنى سبب نعمتهاى تازه ديگر مىگردد.
٥٦٦٤ شكر النعم يضاعفها و يزيدها.
شكر نعمتها دو چندان مىگرداند آنها را و زياد مىگرداند آنها را. مراد به «دو چندان گردانيدن» مطلق زياد گردانيدنست نه خصوص دو برابر گردانيدن، پس ذكر و «زياد مىگرداند آنها را»[١] بعد از آن تأكيد است.
٥٦٦٥ شكر النعم يوجب مزيدها، و كفرها برهان جحودها.
شكر نعمتها واجب مىسازد زيادتى آنها را، و كفران آنها دليل انكار آنهاست، يعنى انكار اين كه آنها از جانب خداى عز و جل باشد و بسبب آنها شكر او بايد كرد، چه اگر كسى قائل باين باشد معقول نيست كه كفران آنها كند و شكر ننمايد، و ممكن است كه «جحود» در اينجا بمعنى انكار نباشد بلكه بمعنى كم شدن و تيره گشتن باشد و ترجمه اين باشد كه: كفران آنها دليل كم شدن و تيره شدن آنها باشد.
٥٦٦٦ شكر النعمة امان من حلول النقمة.
شكر نعمت ايمنى است از فرود آمدن عقوبت و انتقام، يعنى سبب ايمنى از آن مىشود.
٥٦٦٧ شكر العالم على علمه عمله به و بذله لمستحقه.
[١] - اشاره بجمله« يزيدها» است كه بنقل ترجمه آن اكتفا كرده است.