شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٥٤ - ٥٦٤٨ سنته القصد، و فعله الرشد، و قوله الفصل، و حكمه العدل، كلامه بيان، و صمته أفصح لسان
او بردبارى كند و بگذارند و جواب نگويد، او سنگين و گرامى گردد و تو ناقص و پست مرتبه، پس خود را خفيف و خوار كرده باشى. پس از اين سه فقره مباركه ظاهر مىشود كه دشنام دادن بكسى هر كه باشد نكوهيده و مذموم است و كسى را كه اندك عقلى باشد بايد مرتكب آن نشود[١].
و فرموده است آن حضرت ٧ در ذكر و وصف رسول خدا رحمت كناد خدا بر او و آل او و درود فرستد
٥٦٤٨ سنته القصد، و فعله الرشد، و قوله الفصل، و حكمه العدل، كلامه بيان، و صمته أفصح لسان.
سنت او قصدست، و كردار او رشدست، و گفتار او فصل است، و حكم او عدل است، سخن او بيان است، و خاموشى او فصيحترين زبانيست.
مراد به «سنت او» طريقهايست كه سلوك مىفرموده، و يا قرار داده از براى خود و همه امت، و مراد به «قصد» ميانه رويست يعنى ميانه روى در هر باب كه نه افراط باشد در آن و نه تفريط، مثل سخاوت كه ميانه رويست ميانه اسراف و تبذير و بخل و تقتير، و شجاعت كه ميانه رويست ميانه تهور و بىباكى و جبن و ترسناكى، و همچنين ساير اخلاق ديگر چنانكه در كتب اخلاق بيان شده. و مراد به «رشد» كار راست درست است، و به «فصل» جدا كننده ميان حق و باطل، و «بيان است» يعنى بيان كننده مشكلات و معضلات يا احكام و شرايع است، يا اين كه واضح است و در آن اشتباهى نيست، و «خاموشى او فصيحترين زبانيست» يعنى در هر جا كه خاموش مىشدند همان خاموشى بمنزله فصيحترين زبانى بود كه گويا شود بحكمى
[١] - سعدى در اين باره نيكو سروده است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|