شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٥٣ - ٥٦٤٧ سفهك على من فى درجتك نقار كنقار الديكين، و هراش كهراش الكلبين، و لن يفترقا الا مجروحين او مفضوحين، و ليس ذلك فعل الحكماء و لا سنة العقلاء، و لعله ان يحلم عنك فيكون اوزن منك و اكرم، و انت انقص منه و ألام
دشنام دادن تو بر كسى كه پست مرتبهتر از تو باشد نادانيى است عيبناك كننده، چه ظاهرست كمال خفت و خوارى اين كه كسى خود را طرف كسى كند كه پستتر ازو باشد و دشنام دهد باو.
٥٦٤٧ سفهك على من فى درجتك نقار كنقار الديكين، و هراش كهراش الكلبين، و لن يفترقا الا مجروحين او مفضوحين، و ليس ذلك فعل[١] الحكماء و لا سنة[٢] العقلاء، و لعله ان يحلم عنك فيكون اوزن منك و اكرم، و انت انقص منه و ألام.
دشنام دادن تو بر كسى كه بوده باشد در مرتبه تو منقار زدنى است مانند منقار زدن دو خروس، و با هم جنگ كردنى است مثل با هم جنگ كردن دو سگ، و حال اين كه جدا نشوند مگر هر دو زخم زده شده يا هر دو رسوا كرده شده، و نيست اين كار دانايان و نه طريقه عاقلان، و بسا باشد كه او بردبارى كند از تو پس بوده باشد سنگينتر از تو و گرامىتر، و بوده باشى تو ناقصتر از او و پست مرتبهتر. مراد اينست كه: اگر كسى دشنام دهد كسى را كه در مرتبه او باشد اگر او هم جواب گويد و دشنام دهد هر دو مانند دو خروس يا دو سگ باشند كه با هم جنگ كنند تا هر دو مجروح يا خسته و مانده و خوار و زار گردند و دانايان و عاقلان چنين كارى نكنند، و اگر
[١] - شارح( ره)« فعل» را هم برفع و هم بنصب ضبط كرده و بر روى آن كلمه« معا» نوشته است تا اشاره باشد كه قرائت آن هم برفع جايز است تا اسم ليس باشد و( ذلك) خبر آن كه مقدم شده، و هم بنصب جايز است تا( ذلك) اسم آن باشد و هر يك از آن خبر آن، و چون معرفه است مانعى از جهت تعريف و تنكير در كار نيست پس هر دو وجه درست است.
[٢] - شارح( ره)« سنت» را هم برفع و هم بنصب ضبط كرده و بر روى آن كلمه« معا» نوشته است تا اشاره باشد كه قرائت آن هم برفع جايز است تا اسم ليس باشد و( ذلك) خبر آن كه مقدم شده، و هم بنصب جايز است تا( ذلك) اسم آن باشد و هر يك از آن خبر آن، و چون معرفه است مانعى از جهت تعريف و تنكير در كار نيست پس هر دو وجه درست است.