شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٥ - ٥١٢٨ دار الناس تأمن غوائلهم، و تسلم من مكايدهم
نگردانيده از حرامها و بديها، و خالص نساخته از تلخيها، بلكه آميخته ساخته حلال آنرا بحرام آن، و خوب آنرا ببد آن، و شيرين آنرا بتلخ آن، هر يك از براى حكمت و مصلحتى چند كه در آن بوده كه مقام گنجايش تفصيل آنها را ندارد و آنچه مذكور شد «از بودن غرض از آن امتحان، نه اقامت در آن» كافيست در اشاره اجمالى به آنها.
٥١٢٦ دار البقاء محل الصديقين، و موطن الابرار و الصالحين.
خانه بقا يعنى بهشت جايگاه آنانست كه ملازم راستىاند، و محل نيكوكاران و صالحان است.
٥١٢٧ دار الفناء مقيل العاصين و محل الأشقياء و المتعدين[١].
خانه فنا يعنى دنيا خوابگاه عاصيان و محل بدبختان و از حد در گذرندگان است، يعنى ايشان آنرا محل اقامت خود قرار دادهاند و تمتع از لذات آنرا غرض از آن دانستهاند، بخلاف اطاعت كنندگان و نيكبختان كه مىدانند كه غرض از آن تحمل مشقت طاعات و عبادات و صبر بر مصائب و نوائب است از براى فيروزى بسعادت و نيكبختى در سراى پاينده جاويد.
٥١٢٨ دار الناس تأمن غوائلهم، و تسلم من مكايدهم.
مدارا كن با ناس تا ايمن باشى از مصيبتهاى ايشان، و سالم مانى از فكرهاى ايشان. «مدارا» بمعنى تقيه كردن و نرمى كردنست و مراد به «ناس» مخالفان است يا مطلق مردم، و «مصيبتهاى ايشان» يعنى مصيبتهائى كه ايشان بتو رسانند اگر مدارا نكنى.
[١] - شارح( ره) اين كلمه را جمع« متعدى» يعنى اسم فاعل از باب تفعل گرفته است ليكن در بعضى نسخ چاپى غرر و درر كه الآن در نزد من است( چاپ هند)« المعتدين» بصيغه اسم فاعل از باب افتعال ضبط شده است و هر دو درست است.