شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٤٦ - ٥٦٣١ ستة تختبر بها اخلاق الرجال، الرضا، و الغضب، و الامن، و الرهب، و المنع، و الرغب
٥٦٢٩ سل المعروف من ينساه، و اصطنعه الى من يذكره.
طلب كن احسان را از كسى كه فراموش ميكند آنرا، و بجاى آور آنرا از براى كسى كه ياد ميكند آنرا، مراد به «كسى كه فراموش ميكند آنرا» بلند همتى است كه ديگر ياد آن نمىكند نزد مردم يا نزد تو و منت نمىگذارد بر آن و گويا آنرا فراموش كرده بلكه از راه كمال بىاعتنائى بآن غالب اينست كه فراموش ميكند آنرا، و مراد اينست كه اگر ضرور شود سؤال و طلب از چنين كسى طلب كن نه از كسى كه ياد آن كند و منت گذارد و اين منافات ندارد با اين كه مطلق طلب خوب نباشد و تا توان اجتناب از آن بايد نمود، و مراد به «كسى كه ياد ميكند آنرا» كسيست كه شكر آن ميكند و حق آنرا ميداند و كفران نمىكند كه اگر چنين نباشد احسان بآن نيكو نباشد بلكه بيجا و مذموم باشد.
٥٦٣٠ سرك اسيرك فان افشيتة صرت اسيره.
سر تو اسير تست پس هر گاه فاش كنى او را مىگردى تو اسير او، زيرا كه هميشه در فكر آن باشى و ترسى كه مبادا ضرر و مفسده بر آن مترتب شود.
٥٦٣١ ستة تختبر بها اخلاق الرجال، الرضا، و الغضب، و الامن، و الرهب، و المنع، و الرغب.
شش چيز است كه آزمايش كرده مىشود به آنها خويهاى مردان، خشنودى، و خشم، و أمنيت، و ترس، و منع، و رغبت. مراد اينست كه درين حالات آزمايش خصلتها و خويهاى مردم و خوبى و بدى آنها مىتوان كرد.
يكى حال خشنودى و رضاى بأحوال و أوضاع خود، هر كه در آن حال از حد خود بدر نرود و طغيان نكند و از شكر آن غافل نگردد خصلت او نيكوست، و اگر خلاف آن باشد خوى او بد باشد.