شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٠ - ٥١١٣ دولة اللئام مذلة الكرام
دولت نادان مانند بيگانهايست حركت كننده بسوى انتقال.
٥١٠٩ دولة العاقل كالنسيب يحن الى الوصلة.
دولت عاقل مانند خويشى است كه مشتاق باشد بسوى پيوند. مراد به «جاهل» در فقره سابق بقرينه مقابله با «عاقل» درين فقره كم عقل است نه غير عالم، و مراد اينست كه جاهل چون حفظ دولت نمىتواند كرد پس اگر دولتى بهم رساند دولت او بمنزله بيگانه خواهد بود از او كه حركت كند بسوى انتقال ازو، و بزودى زايل شود از او و انتقال يابد بديگرى، و عاقل چون حفظ دولت مىتواند كرد دولتى كه بهم رساند دولت او مانند خويشى باشد از براى او كه شوق اين داشته باشد كه همواره بپيوندد باو و از او جدا نشود.
٥١١٠ دولة العادل من الواجبات.
دولت عادل از واجباتست، يعنى از اموريست كه ثابت و پا بر جا باشد.
٥١١١ دولة الجائر من الممكنات.
دولت ستم كننده از ممكناتست يعنى از اموريست كه بقا و ثباتى نباشد آنها را و بزودى فانى و زايل شوند.
٥١١٢ دولة الاكابر من افضل المغانم.
دولت بزرگان از افزونترين غنيمتهاست، زيرا كه مردم از دولت ايشان نفع يابند و متضرر نشوند. و در بعضى نسخهها بدل «الاكابر»: «الاكارم» است و بنا بر اين ترجمه اينست كه: «دولت مردم گرامى بلند مرتبه»، و حاصل هر دو يكيست.
٥١١٣ دولة اللئام مذلة الكرام.
دولت لئيمان يعنى مردم پست مرتبه خوارى كريمان است. يعنى مردم گرامى