فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٠٦ - قصاص نفس
آسيب ديده سرايت كند و بر اثر آن بميرد، قصاص نفس ثابت مىشود و ولىّ دم مىتواند جانى را قصاص كند؛ ليكن بايد ديۀ عضوى را كه آسيب ديده قبل از مرگش آن را عفو كرده است، به جانى بپردازد و اگر آسيب ديده به عفو و جنايت و آنچه كه به سبب سرايت آن حادث مىشود تصريح كند، آيا اين عفو نسبت به آنچه حادث مىشود نيز نافذ است يا نه؟ اختلاف مىباشد. بنابر قول دوم، ولىّ دم مىتواند جانى را قصاص كند. [١]
شرايط قصاص:
١). تساوى در حريّت: شرط قصاص در صورت آزاد بودن قاتل، آزاد بودن مقتول است. بنابر اين، اگر فردى آزاد، بردهاى را بكشد، قصاص نمىشود؛ هرچند بايد قيمت آن را به مالكش بپردازد. در غير اين صورت، قصاص ثابت است، مانند آنكه فرد آزادى، آزادى را يا بردهاى، بردهاى ديگر و يا آزادى را بكشد. اما اگر انسانى آزاد، عادت به كشتن بردگان كرد، به قول جمعى از قدما براى رفع فساد، كشته مىشود. [٢]
٢. تساوى در دين: چنانچه قاتل مسلمان باشد، شرط قصاص او، مسلمان بودن مقتول است؛ اما اگر مقتول، كافر باشد؛ چه حربى و چه ذمى، مسلمان قاتل قصاص نمىشود. هرچند در قتل ذمى يا معاهد، قاتل تعزير مىشود. بنابر اين، اگر مسلمانى، مسلمانى ديگر يا كافرى، مسلمانى را و يا كافرى ذمى، كافر ذمىاى ديگر را بكشد، قصاص ثابت است. اگر مسلمانى عادت به قتل ذميان كند، بنابر قول مشهور، قصاص مىگردد، به شرط آنكه ما به التفاوت ديه مسلمان و ذمى، به مسلمان داده شود. [٣]
٣. پدر مقتول نبودن. بنابر اين، چنانچه پدر، قاتل فرزندش باشد، قصاص نمىشود؛ گرچه ديه، تعزير و كفّاره بر عهدۀ او مىآيد. آيا جد پدرى نيز همين حكم را دارد؟ مشهور او را محكوم به حكم پدر دانستهاند. [٤] به قول مشهور، مادر در ازاى قتل فرزند قصاص مىشود. [٥]
مردى كه همسرش را كشته است، چنانچه از وى فرزندى داشته باشد، آيا