فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٨٤ - قِبله
آمده ستارۀ جُدَى است كه ساكن و ثابت است و حركت چندانى ندارد؛ بدين گونه كه ساكنان مركزى عراق، همچون كوفه، نجف و بغداد، اين ستاره را به پشت شانۀ راست، اهالى بصره و مناطق شرقى عراق و صنعا محاذى گوش راست، ساكنان موصل و مناطق غربى عراق، ميان دو كتف، مردم شام پشت شانۀ چپ، ساكنان عدن ميان دو چشم و اهالى حبشه و نوبه محاذى گوش چپ خود قرار مىدهند. [١]
٣. نشانههاى ديگر: علاوه بر آنچه ذكر شد، راههاى ديگرى براى تشخيص قبله در كلمات فقها با استفاده از قواعد علم هيئت ذكر شده است، مانند قرار دادن مشرق و مغرب بر سمت چپ يا راست در مناطقى كه طول جغرافيايى آنها برابر با مكّه و عرض آنها بيشتر يا كمتر از عرض مكّه مىباشد و استفاده از موقعيت ستارگانى چون بنات نعش، ثريا و سهيل و نيز منازل ماه كه در حقيقت به موقعيت ستارگان بر مىگردد. اين بخش از نشانهها براى تشخيص قبله مورد اشكال قرار گرفته است. [٢]
احكام
سهولت امر قبله: برخى گفتهاند: آنچه از ادلۀ شرعى استفاده مىشود سهولت در امر قبله و اكتفا به جهتى است كه عرف آن را جهت مسجد الحرام مىداند؛ از اين رو، تودۀ مردم مكلّف به رجوع به علم هيئت و استخراج راههاى بيان شده در اين علم براى تشخيص قبله نمىباشند. [٣] در مقابل، برخى ديگر، چنين تسامح و توسعهاى را در امر قبله نپذيرفتهاند. [٤]
تياسر در قبله: تياسر؛ يعنى اندكى ميل به چپ براى ساكنان عراق، هنگام توجه به قبله بنابر قول مشهور مستحب است. [٥] ظاهر كلام برخى قدما وجوب آن است. [٦] در مقابل، برخى متأخران، استحباب و حتى جواز آن را ضعيف دانستهاند [٧](←تياسر).
قبلۀ نابينا: نابينا و نيز فردى كه ناتوان از تشخيص قبله است، مىتواند در امر قبله بر ديگرى اعتماد كند؛ خواه آن فرد خودش قبله را به دست آورده باشد يا از اِخبار ديگران. [٨]