فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٨٣ - قِبله
از نقطه مشرق يا مغرب به اندازۀ تفاوت دو عرض به سمت شمال، و اگر بيشتر باشد، به سمت جنوب شمرده مىشود. آنگاه از منتهاى اجزاى طولى، خطى موازى با خط نصف النهار و از منتهاى اجزاى عرضى، خطى موازى با خط اعتدال خارج مىشود. اين دو خط (طولى و عرضى) در نقطهاى غير از مركز دايره يكديگر را قطع مىكنند، سپس بين مركز دايرۀ هندى و بين نقطۀ تقاطعِ دو خط را با خطى به هم وصل مىكنيم. اين خط سمت قبله را نشان مىدهد.
نشانۀ ياد شده در بلاد شمالى كه عرض آنها برابر با عرض مكّه است، كاربرد ندارد. در صورتى كه طول بلد مساوى با طول مكّه باشد، قبلۀ آن شهر نقطۀ جنوب در دايرۀ هندى است، به شرط آنكه عرض شمالى آن بيشتر از عرض مكّه باشد. در غير اين صورت، نقطۀ شمال در دايرۀ هندى، سمت قبله مىباشد؛ خواه عرض شمالىاش كمتر از عرض مكّه باشد يا عرض نداشته باشد و يا عرضش جنوبى باشد.
اين نشانه و راه نيز براى دستيابى به جهت كعبه، دقيق و تحقيقى است؛ هرچند براى دستيابى به خود كعبه تقريبى مىباشد [١]← دايرۀ هندى).
٧). تواتر و شياع به قول برخى؛ ليكن برخى ديگر بر حصول علم از راه تواتر و شياع اشكال كردهاند؛ زيرا ممكن است منشأ تواتر نشانههاى ظنّى باشد. [٢]
راههاى ظن به قبله: در كلمات فقها راههاى متعددى براى دستيابى به قبله ذكر شده كه برخى منصوص و برخى غير منصوصاند. اين راهها عبارتاند از:
١). قبله بلد: براى تعيين قبله، بر قبلۀ شهرها و روستاهاى مسلمان نشين كه از گورستان عمومى، محراب مساجد و مانند آن به دست مىآيد، مىتوان اعتماد كرد و در اين مسئله بين فرضى كه شخص بتواند از ديگر امارات و قراين قبله را به دست آورد يا نتواند، تفاوتى نيست.
برخى اعتماد بر آن را در فرض امكان تحصيل علم به قبله جايز ندانستهاند. [٣]
٢. ستارۀ جُدَى: از امارات تشخيص قبله كه در روايات و به تبع در كلمات فقها