فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٠ - قاطع
استفاده از سؤر قاطر به قول مشهور، مكروه است [١]← سؤر).
قاطع
قاطع: جدا كنندۀ ميان اجزاى يك چيز و برهم زنندۀ اتصال آن/ دارندۀ اعتقاد جزمى به چيزى (←قطع).
قاطع از قطع، در اصل به معناى جدا كردن بعض اجزاى يك شىء از بعض ديگر آن و از بين بردن اتصال و ارتباط ميان اجزا؛ اعم از مادى و معنوى و محسوس و معقول است؛ [٢] از اين رو، بر جزم به چيزى نيز اطلاق شده است؛ زيرا يقين به امرى، آن را از ديگر امور جدا و متمايز مىسازد و نيز بر اسبابى كه پايان بخش سفر يا حكم سفراند، عنوان قواطع سفر اطلاق شده است (← قواطع سفر)؛ چنان كه بر چيزهايى كه صورت اتصال و انسجام نماز را بر هم مىزنند و اجزاى آن را از يكديگر جدا مىكنند، قواطع نماز اطلاق شده است؛ با اين توضيح كه مركب شرعى، همچون مركب خارجى دو گونه است:
١). مركبى كه داراى هيئت و صورت اتصالى است؛ بدين معنا كه هيئت اتصالى در واجد ملاك بودن مركب و ترتب اثر بر آن دخيل است و بدون آن، مركب واجد ملاك نخواهد بود و اثر مورد انتظار بر آن مترتب نمىشود. از اين هيئت و صورت اتصالى، به جزء صورى مركب تعبير مىشود. اين جزء صورى با پيدايى نخستين جزء مركب، پديد مىآيد و تا آخرين جزء ادامه مىيابد.
٢. مركبى كه داراى هيئت و صورت اتصالى نيست؛ بدين معنا كه واجد ملاك بودن مركب و ترتب اثر بر آن منوط به وجود اجزاى مركب است و هيئت اتصالى مركب دخلى در آن ندارد.
نماز از نوع نخست است كه از تكبيرة الاحرام، قرائت، ركوع، سجود و ساير اجزا تركيب يافته است. آغاز آن تكبيرة الاحرام و پايانش سلام است.
[١]. جواهر الكلام ٢٦٥/٣٦
[٢]. المقنعة/ ٧٦٨ و ٧٨٩؛ الكافى فى الفقه/ ٢٧٧
[٣]. النهاية/ ٥٧٥ ؛ الجامع للشرائع/ ٣٨١؛ مسالك الافهام ٢٤/١٢
[٤]. مفتاح الكرامة ٢٦٣/١؛ الحدائق الناضرة ٢٠/٥ - ٢٧؛ موسوعة الخوئى ٣٨٢/٢
[٥]. مفتاح الكرامة ١٤٣/١؛ جواهر الكلام ٣٨١/١.