فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤١ - قاطع
نماز، علاوه بر اجزاى خارجى ياد شده، داراى جزء صورى است كه با تكبيرة الاحرام حادث مىشود و تا سلام استمرار مىيابد.
حج از نوع دوم است؛ چه اينكه حج عبارت است از مجموعه اجزا (اعمال و مناسك) متباين و جدا از يكديگر با يك ملاك كه با انجام دادن همۀ آن اعمال، آن ملاك محقق مىشود.
در گونۀ نخست، به امورى كه با داخل شدن ميان اجزاى مركب، هيئت اتصالى (جزء صورى) آن را بر هم مىزنند و جزء بعدى را از قابليت انضمام به جزء قبلى خارج مىسازند، قواطع گفته مىشود [١] كه از آن در فقه در باب صلات و در اصول، بحث استصحاب سخن گفتهاند.
الف. فقه: قواطع نماز دو قسم است:
١). موجب بطلان نماز مىشود؛ خواه عروض آن از روى عمد باشد يا سهو، مانند حدث.
٢. در صورت عروض آن از روى عمد، موجب بطلان نماز مىشود، مانند نهادن دست راست بر دست چپ در حال قيام (←تَكَتُّف)، پشت كردن به قبله (← قبله)، سخن گفتن به دو حرف يا بيشتر، قهقهه، فعل كثير (←فعل كثير)، گريستن براى امور دنيوى و خوردن و آشاميدن در اثناى نماز. البته در بعضى امور ياد شده اختلافاتى وجود دارد [٢]← نماز).
ب. اصول فقه: در مركب شرعى همچون نماز، امورى به عنوان قواطع و امورى ديگر، از قبيل پوشيدن لباس تهيه شده از حيوان حرام گوشت، به عنوان موانع بر شمرده شدهاند. كلمات اصوليان در تفاوت قاطع با مانع مختلف است.
برخى گفتهاند: مانع عبارت است از چيزى كه وجود آن از تأثير ماهيت جلوگيرى مىكند؛ از اين رو، عدم آن به منزلۀ شرط است و قاطع عبارت است از چيزى كه وجود آن از بين برندۀ هيئت اتصالى است و از تأثير جزء صورى - و نه ماهيت - جلوگيرى مىكند. [٣] بنابر اين، در مانع، تقيّد به عدم آن در مأمورٌبه اخذ شده و در ملاك آن دخيل است؛ در حالى كه در قاطع نبود آن دخالتى در مأمورٌبه ندارد؛ بلكه وجود آن، جزء