فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٣٨ - قاعد١٧٢٨ نفى عُسْر و حَرَج
مقصود از عسر و حرجِ منفى در شريعت مقدس اسلام، هر نوع سختى و دشوارى نيست؛ زيرا به جا آوردن بسيارى از تكاليف شرعى توأم با مشقت و سختى است، مانند روزه گرفتن در تابستان و گزاردن حج، بويژه در گذشته؛ بلكه مقصود مشقت و سختى شديدى است كه بر حسب عادت غير قابل تحمل است. [١] البته حرج فوق طاقت انسان و نيز حرجى كه تحمل آن موجب اختلال نظام و يا مستلزم زيان بر مال يا جان و يا آبرو مىشود، از موضوع قاعده خارج است؛ زيرا بحث از حرج فوق توان [= مالايطاق] در علم كلام و نيز برخى كتب اصولى آمده و تكليف به آن امرى محال و نامعقول است، و حرج برهم زنندۀ نظام نيز عقلاً قبيح است؛ چه اينكه بسيارى از تكاليف براى حفظ نظام تشريع شده است. در نتيجه تكليف موجب اختلال نظام بر خلاف غرض شارع خواهد بود و حرج زيان آور نيز داخل در قلمرو قاعدۀ لاضرر است؛ هرچند در بسيارى از موارد ضرر، استدلال به هر يك از دو قاعده ممكن است. بنابر اين، عسر و حرج در موضوع قاعده، عسر و حرجى است كه فوق توان و نيز برهم زنندۀ نظام و همچنين زيان آور نباشد. [٢]
آيا عناوين عسر و حرج از اوصاف افعال متعلق احكام است يا از اوصاف خود احكام؟ مسئله اختلافى است. به عنوان مثال، كسى كه جبيره بر دست دارد، رساندن آب وضو به پوست زير آن، حرجى و دشوار است. در اين صورت، آيا نفس عمل (وضو) متصف به حرجى بودن است يا وجوبى كه به آن تعلق گرفته است؟
برخى قول نخست را برگزيده و گفتهاند:
ضيقِ در حكم، از ناحيۀ عملِ متعلق حكم است نه خود حكم. بنابر اين، آنچه در درجۀ اول و بالذات برداشته شده افعال حرجى است؛ بدين معنا كه شارع با واجب نكردن آن، چنين عملى را از مكلّف برداشته است. [٣]
در مقابل، برخى گفتهاند: مفاد قاعده، رفع حكم حرجى است، نه برداشتن حكم به جهت برداشتن موضوع و متعلق آن؛