فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٥٠ - قضا و قَدَر
قضا و قدر
قضا و قَدَر: از مراتب فعل خداى تعالى.
در روايات متعدد، براى فعل خداى تعالى بر حسب متعلق آن، چهار مرتبه بيان شده است؛ هرچند با قطع نظر از متعلق، يكى است. اين مراتب عبارت اند از مشيت، اراده، قدر و قضا. هيچ چيزى وجود پيدا نمىكند؛ نه در عالم تشريع و نه در عالم تكوين، مگر آنكه اين مراتب چهارگانه فعل الهى به آن تعلق مىگيرد.
مقصود از «قدَر» تعيين حدود و خصوصيات و اجل چيزى و «قضا» تركيب اجزا و حدود آن كه با اتمام تركيب، نوبت به امضا و در نهايت تحقق شىء در خارج مىرسد. [١] ازقضا و قدر در علم كلام بحث كرده و برخى فقها به مناسبت از آن سخن گفتهاند.
حكم تكليفى: اعتقاد به قضا و قدر، واجب و اعتراض به خدا در اين امر حرام است. [٢]
در برخى روايات از قدر به درياى ژرف و سِرّ خدا و مسيرى تاريك تعبير و از بحث و گفت وگو در اين باره نهى شده است. از اين رو، به تصريح برخى، سخن گفتن و بحث دربارۀ آن سزاوار نيست، بلكه مكروه است؛ [٣] زيرا كسى كه به حقيقت و راز و رمز قدر راه نيافته؛ چه بسا بحث و گفت وگو دربارۀ آن، او را به جبر يا تفويض بكشاند كه هر دو باطل است. در برخى روايات آمده است: حقيقت قدر را جز امام عليه السّلام يا كسى كه امام عليه السلام به او آموخته است نمىداند. [٤]
[١].١٩٢
[٢].١٩٢-١٩٤
[٣].١٩٤
[٤].٢٠١-٢٠٣
[٥].٢٠٤
[٦]. غاية المرام ٢٣٣/٤-٢٣٤؛ جواهر الكلام ٢٠٧/٤٠ - ٢١٠؛ كتاب القضاء (گلپايگانى) ٣٥٥/١-٣٥٨
[٧]. جواهر الكلام ٢١١/٤٠
[٨].٢١١ - ٢١٢
[٩]. كفاية الاحكام ٧٠٣/٢
[١٠]. جواهر الكلام ٢١٢/٤٠
[١١].٢١٧
[١٢]. ٢١١
[١٣].٢٢٥
[١٤]. النهاية/ ٣٤٧؛ كتاب السرائر ١٨٣/٢؛ المختصر النافع/ ٢٧٤؛ تحريرالاحكام ١٦٥/٥؛ المهذب البارع ٤٧٧/٤؛ اللمعة الدمشقية/ ٨١
[١٥]. مسالك الافهام ٤٧٣/١٣-٤٧٤؛ كفاية الاحكام ٦٩٩/٢-٧٠٠؛ مفاتيح الشرائع ٢٦٥/٣؛ جواهرالكلام ٢٢٨/٤٠ - ٢٢٩
[١٦].٢٢٩
[١٧].٢٣٠
[١٨].٢٣٠
[١٩]. غاية المرام ٢٣٥/٤؛ مسالك الافهام ٤٦٧/١٣-٤٦٨؛ جواهرالكلام ٤٠ / ٢٢١-٢٢٢
[٢٠]. المبسوط ١٦٢/٨
[٢١]. قواعد الاحكام ٤٥٥/٣؛ مسالك الافهام ١٣ / ٤٦٩؛ كشف اللثام ١٥٣/١٠
[٢٢]. مسالك الافهام ١٤/١٤.