فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٨١ - قَسَم
تعليق بر مشيت را مانع انعقاد قسم ندانستهاند. [١]
تعليق در صورتى مانع انعقاد مىشود كه استثنا به مشيت، متصل به قسم باشد، يا در صورت فاصله افتادن، زمان فاصله در حدّ متعارف در يك كلام باشد، مانند نفس كشيدن و سرفه كردن كه ضررى به اتصال عرفى يك كلام ندارد. بنابر اين، چنانچه بدون عذر، بيش از مقدار متعارف فاصله بيفتد، قسم منعقد مىشود. [٢]
نيّت استثنا (ان شاء اللّٰه) كفايت نمىكند؛ بلكه بايد به زبان آورده شود. [٣] برخى نيّت را كافى دانستهاند. [٤]
تعليق سوگند بر خواست غير خدا نيز صحيح و جايز است، مانند اينكه بگويد:
قسم به خدا امروز داخل خانه مىشوم اگر زيد بخواهد. با خواستن زيد قسم منعقد مىشود و با نخواستن او منعقد نمىگردد.
اگر قسم خورنده بگويد: قسم به خدا داخل خانه مىشوم، مگر آنكه زيد نخواهد، سوگند منعقد مىشود؛ ليكن او مىتواند قبل از واكنش زيد، با داخل شدن در خانه سوگندش را منحل كند؛ خواه پس از آن، زيد بخواهد كه داخل نشود يا نخواهد. [٥]
حروف قسم در عربى عبارتاند از:
«ب، و، ت» كه هر سه مدخول خود را جَر مىدهند و گفته مىشود: بِاللّٰهِ، وَاللّٰهِ و تَاللّٰهِ.
اگر جمله «أللّٰهِ لَأفعَلَنَّ؛ به خدا اين كار را انجام مىدهم» با حذف حرف قسم و كسرۀ اللّٰه به نيّت قسم خوردن گفته شود، آيا قسم منعقد مىشود يا نه؟ مسئله محل اختلاف است. [٦]
چنانچه شخص در مقام قسم خوردن بگويد «هاللّٰهِ» قسم منعقد مىشود؛ زيرا «ها» حرف تنبيه است كه در مقام قسم خوردن، هنگام حذف حرف قسم آورده مىشود. به قول مشهور، سوگند به «أيمُنُ اللّٰهِ» تحقق مىيابد. [٧]
ب. قسم خورنده [= حالف]: در قسم خورنده بلوغ، عقل، اختيار و قصد شرط است. بنابر اين، قسم از نابالغ، ديوانه، مجبور، مست و كسى كه در حال غضب شديد است، صحيح نيست. [٨]
آيا اسلام نيز شرط است يا نه؟ مسئله محل اختلاف است. مشهور فقها اسلام را شرط نمىدانند. بنابر اين، قسم از كافر نيز