فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٨٠ - قَسَم
«والذى نفسى بيدهِ؛ قسم به آن كه جانم در دست او است» يا «والذى فَلَقَ الحَبَّةَ و بَرأ النَّسَمَةَ؛ قسم به آن كه دانه را شكافت و خلق را آفريد». دومى، نامهايى است كه براى غير خدا به كار نمىرود، مانند اللّٰه، رحمان و ربّ العالمين و سومى، نامهايى است كه بر خدا و غير خدا اطلاق مىشود؛ ليكن بيشتر درباره خدا به كار مىرود، مانند رحيم، خالق، رازق، متكبر و قاهر. [١]
قسم با نامهايى كه انصراف به خداى تعالى ندارد، منعقد نمىشود؛ هرچند آنها را به قصد سوگند خوردن به كار ببرد، مانند موجود، حىّ، سميع و بصير؛ [٢]هرچند برخى در صورت قصد داشتن سوگند خوردن به خدا، در عدم انعقاد قسم اشكال كرده و مراعات احتياط را لازم دانستهاند. [٣]
اگر قسم چنين باشد: «وقُدرَةِ اللّٰه؛ قسم به قدرت خدا» يا «وعلمِ اللّٰه؛ سوگند به علم خدا» در صورتى كه مقصود قادر و عالم بودن خدا باشد، به منزلۀ قسم خوردن به خداى قادر و عالم بوده و صحيح است.
همچنين قسم به «جلال اللّٰه» يا «عظمة اللّٰه» و «كبرياء اللّٰه» منعقد مىشود. [٤] برخى در صحّت قسم به قدرت، علم، جلال، عظمت و كبريايى خدا ترديد كردهاند. [٥]
چنانچه سوگند خورنده بگويد: «اُقسِمُ؛ سوگند مىخورم» يا «اَقسَمتُ» يا «اَحلِفُ» يا «حَلَفتُ» بدون آنكه نام خدا را بياورد، قسم منعقد نمىشود و اگر نام خدا را بياورد و بگويد: «اُقسِمُ باللّٰه» با قصد سوگند خوردن، قسم منعقد مىشود. [٦]
اگر قسم چنين باشد: «لَعَمرُ اللّٰه؛ قسم به جان خدا» (عَمْر مبتدا و خبر آن محذوف است؛ لَعَمرى يا قَسَمى لِعَمرِ اللّٰه) قسم با آن منعقد مىشود. [٧]
آيا قسم با گفتن «وحقِ اللّٰه؛ قسم به حق خدا» محقق مىشود يا نه؟ مسئله محل اختلاف است. [٨]
اگر قسم بدون نيّت صورت گيرد، مانند آنكه براى دفع ضرر يا از روى سبق لسان و سهو باشد، منعقد نمىشود. [٩]
تعليق سوگند بر مشيّت خدا [= ان شاء اللّٰه] جايز و صحيح است و مانع انعقاد قسم مىشود، [١٠] مگر آنكه متعلق سوگند، واجب يا مستحب باشد كه برخى در اين صورت،