فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٩٩ - قاعد١٧٢٨ ما غَلَبَ اللّ١٦٤٨ هُ عَلَيه
و منشأ كاربرد آن در كلمات فقها رواياتى با همين مضمون است؛ از جمله: «كلّ ما غَلَبَ اللّٰهُ عَليهِ فَهُوَ أوْلىٰ بالعُذرِ؛[١] هر آنچه را كه خداوند، بنده را در آن بى اختيار كرده باشد، پس او به پذيرش عذر از بنده سزاوارتر است».
فعل «غَلَبَ» يا ثلاثى مزيد و از باب تفعيل (غَلَّبَ) است و يا ثلاثى مجرد با حذف صلۀ موصول (ماغلبَ اللّٰه به عليه). [٢]
در برخى از اين روايات، به قاعده بودن آن نيز با اين تعبير اشاره شده است:
«اين بابى از علم است كه از آن هزار باب علم گشوده مىشود». [٣]
مفاد قاعده: هرچيزى كه خداوند مكلّف را در آن بى اختيار كند، مانند بيهوشى، خواب و بيمارى، خداوند به پذيرش عذر بنده سزاوارتر است. بنابر اين، فردى كه در وقت نماز يا روزه ماه رمضان بيهوش است، مكلّف به خواندن نماز و گرفتن روزه نيست. قضاى آن نيز بر او واجب نمىباشد، مگر آنچه كه به دليل خاص استثنا شده است. همچنين فردى كه به جهت بيمارى يا پيرى، توان ايستادن در نماز را ندارد، ايستاده خواندن نماز از او برداشته شده است. [٤]
بدون شك، قاعدۀ ياد شده عذرهاى غير اختيارى را شامل مىشود، مگر آنچه كه به دليل خاص استثنا شده باشد، مانند خواب، كه كسى كه بر اثر خوابيدن، نمازش فوت شده، قضاى آن بر او واجب است، [٥] ليكن آيا عذرهايى را كه اسباب آن به اختيار مكلّف ايجاد مىشود، مانند مستى با خوردن شراب نيز شامل مىشود يا نه؟ برخى تصريح به عدم شمول كردهاند. [٦]
موارد تطبيق: مقتضاى اين قاعده در عبادات، عدم وجوب تدارك و قضاى عبادت فوت شده است. [٧] به قاعدۀ ماغلب اللّٰه عليه در ابواب مختلف فقه استناد شده است كه به نمونههايى از آن اشاره مىشود.
طهارت: مكلف بايد خود وضو بگيرد و وضو دادن او صحيح و جايز نيست؛ اما در صورت اضطرار صحيح مىباشد. بر صحّت آن به ادلهاى از جمله اين قاعده استناد شده است. [٨]