فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٠٠ - قاعد١٧٢٨ ما غَلَبَ اللّ١٦٤٨ هُ عَلَيه
صلات: كسى كه در همه وقت نماز بيهوش بوده است، به قول مشهور، قضاى نماز فوت شده بر او واجب نيست؛ بلكه بر آن ادعاى اجماع شده است. بر اين حكم به قاعدۀ ياد شده استدلال كردهاند. [١]
كسى كه بر اثر بيمارى نمىتواند طمأنينه (آرام بودن) در نماز را رعايت كند، به دليل قاعده ياد شده، رعايت طمأنينه از او ساقط است. [٢]
كسى كه توانايى گرفتن وضو و تيمم را ندارد، به قول برخى، ادا و نيز قضاى نماز بر او واجب نيست. دليل آن، قاعدۀ ماغلب اللّٰه عليه است. [٣]
صوم: به قول مشهور، كسى كه بر اثر بيهوشى، روزۀ ماه رمضان از او فوت شده است، قضاى آن بر او واجب نيست. بر اين حكم به ادلهاى از جمله، قاعدۀ ياد شده استناد شده است. [٤]
كسى كه در ماه رمضان به سبب بيمارى نتوانسته روزه بگيرد، در صورتى كه بيمارىاش تا ماه رمضان آينده استمرار يابد، بنابر قول مشهور، قضاى روزه ماه رمضان گذشته از او ساقط و تنها كفّاره بر او واجب است. بر اين حكم، به قاعدۀ ماغلب اللّٰه عليه نيز استناد كردهاند. [٥]
روزه دارى كه از روى سهو، عملى را كه موجب افطار روزه مىشود، انجام داده - مانند آنكه چيزى خورده يا آشاميده است - به دليل عموم قاعده ياد شده، روزهاش باطل نمىشود. [٦]
در موارد وجوب پى در پى گرفتن روزه، مانند وجوب دو ماه روزه به جهت كفّاره كه ٣١ روز آن بايد پى در پى گرفته شود، اگر در اثناى ٣١ روز، از روى عذرى، چون حيض افطار كند، اين افطار ضررى به روزههاى گرفته شده نمىرساند و پس از برطرف شدن عذر ادامۀ روزه را مىگيرد. بر اين حكم به قاعدۀ فوق استناد شده است. [٧]
نكاح: نظر و لمس كردن هريك از زن و مرد، ديگرى را هنگام ضرورت، مانند مقام معالجه، جايز است. بر جواز به قاعدۀ ياد شده استناد شده است. [٨]
اطعمه و اشربه: آنچه خوردن يا آشاميدن آن در حال اختيار حرام است، در حال اضطرار حلال مىشود. بر حلّيت، به قاعدۀ ما غلب اللّٰه عليه استناد كردهاند. [٩]