فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٩٣ - قاعد١٧٢٨ غَرَر
قاعدۀ غرر
قاعدۀ غَرَر [= قاعدۀ نفى غرر]: از قواعد فقهى.
قاعدۀ غرر يا نفى غرر از قواعد مسلم و معروف فقهى و برگرفته از حديث نبوى «أنّهُ نَهَىٰ عَن بَيعِ الغَرَر»[١] مىباشد و عبارت است از بطلان معاملهاى كه عوضين و يا يكى از آن دو در آن در معرض خطر و تلف باشند. [٢] از آن در باب تجارت و نيز برخى كتب دربردارندۀ قواعد فقهى سخن گفتهاند.
مفاد قاعده: غرر در لغت به معناى غفلت، خطر، خدعه و نيرنگ آمده است. [٣] برخى لغويان غرر را به چيزى كه ظاهرش فريبنده و باطنش مجهول است تعريف كردهاند. [٤] برخى ديگر، آن را به احتمال خطرى كه عقلا اجتناب از آن را لازم مىدانند - به گونهاى كه در صورت عدم اجتناب، او را بر آن سرزنش مىكنند - تعريف كردهاند. [٥]
در حديثى از حضرت امير مؤمنان عليه السلام، غرر به اقدام بر كارى كه انسان با انجام دادن آن ايمن از زيان نيست، تعريف شده است.
بعضى، تعريف ياد شده را جامعترين تعريفها از غرر توصيف كردهاند. [٦] برخى گفتهاند: از كلمات لغويان و فقها به دست مىآيد كه در مفهوم غرر، جهالت و خطر نهفته است؛ زيرا در صورت ايمن بودن از ضرر و يا با علم به ضرر در معاملاتِ مبنى بر مسامحه، مانند صلح، غرر صادق نيست. [٧]
برخى گفتهاند: تعريفهاى ارائه شده از غرر، بعضى متكفل بيان مفهوم غرر، بعضى ديگر در صدد بيان لازم دائمى آن، بعضى بيانگر لازم غالبى و بالاخره بعضى متكفل بيان مورد آن اند. مفهوم غرر با توجه به آنچه از موارد كاربرد واژۀ غرر به دست مىآيد، نزديك به مفهوم نيرنگ و خدعه است كه لازم دائمى آن غفلت و لازم غالبىاش، خطر و وقوع در ضرر و مورد آن نيز چيزى است كه ظاهرش فريبنده و زيبا و باطنش ناخوشايند است. [٨]
در تحقق غرر تفاوت نمىكند كه منشأ آن جهل به وجود عوض باشد، مانند معاملۀ برده فرارى اى كه زنده بودنش معلوم نيست يا جهل دستيابى به آن، مانند