فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٤٨ - قاعد١٧٢٨ تحذير
فقها هرچند بر مفاد اين قاعده در باب ديات براى عدم ضمان و رفع مسئوليت استناد و استدلال كردهاند، ليكن در بارۀ آن به عنوان قاعده، بحثى مستقل نكردهاند.
پيشينه: از امام صادق عليه السّلام نقل شده است: در زمان امير مؤمنان عليه السّلام كودكان با فلاخن بازى مىكردند.
يكى از آنان با فلاخن سنگى پرتاب كرد و به دندان كودكى اصابت نمود و آن را شكست. براى داورى نزد آن حضرت آمدند. پرتاب كننده سنگ، بيّنه (شهود) آورد كه من پيش از پرتاب هشدار دادم و گفتم: پرهيز كن (و از تيررس دور شو).
امام عليه السلام قصاص را از او دفع كرد و اين جمله را فرمود: «قَد اَعذَرَ مَن حَذَّرَ».[١] فقها به اين روايت عمل كرده و طبق آن فتوا دادهاند. [٢]
مفاد قاعده: هرگاه كسى قبل از اقدام به كارى هشدار لازم بدهد، اما شنونده به هشدار او توجه نكند و به سبب آن اقدام، وى آسيب ببيند، هشدار دهنده مسئول نخواهد بود.
شرايط: رفع مسئوليت منوط به تحقق شرايط زير است:
١). آگاهى بخشى: هشدار بايد به گونهاى باشد كه افراد در معرض خطر، از وجود خطر آگاهى يابند وگرنه آسيب زننده در برابر اقدام خود مسئول و ضامن است.
٢. عدم مانع از وصول هشدار به آسيب ديده: با وجود مانع از رسيدن هشدار به آسيب ديده، مانند كر و لال بودن وى، ضمان و مسئوليت عمل بر عهدۀ جانى باقى است و زايل نمىشود.
٣. امكان فرار آسيب ديده: در صورت عدم امكان فرار پس از دريافت هشدار، مانند نداشتن فرصت لازم براى فرار يا عدم توانايى جسمى براى دور شدن از منطقۀ خطر، مسئوليت و ضمان متوجه آسيب زننده خواهد بود. [٣]
در موارد ثبوت ضمان، به علت عدم وجود هشدار لازم، جنايت و آسيب وارده شده، خطاى محض به شمار رفته و ديۀ آن بر عهدۀ عاقلۀ آسيب زننده خواهد بود. [٤]