فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٥٨ - قاعد١٧٢٨ الضَرورات تَتَقَدَّرُ بقَدَرِها
حلال و جايز، بلكه در صورت توقف حفظ جان بر آن، واجب خواهد بود. در اين صورت، بر پايه قاعدۀ الضرورات تتقدر بقدرها تنها مىتواند به اندازهاى كه از مرگ رهايى يابد از آن گوشت بخورد و خوردن بيش از آن جايز نيست. [١]
گسترۀ قاعده: قاعدۀ ياد شده در موارد ضرورت، همچون تقيّه (←تقيّه)، اضطرار (←اضطرار)، اكراه (←اكراه) و عسر و حرج (←قاعدۀ نفى عسر و حرج)، كه حكم ثانوى پيدا مىشود، جارى مىگردد.
موارد تطبيق: فقها در بابهاى مختلف؛ اعم از عبادات و غير عبادات به قاعدۀ ياد شده استناد كردهاند كه به نمونه هايى از آن اشاره مىشود.
طهارت: حكم جبيره (←جبيره) تا زمانى كه بيم زيان مىرود، به قوت خود باقى است و با ظن به بهبود محل زخم و بر طرف شدن خوف ضرر، واجب است جبيره برداشته و وضوى كامل گرفته شود. مستند آن، قاعدۀ ياد شده است؛ [٢]زيرا با زوال خوف، ضرورت كه موضوع بوده، برطرف شده است. [٣]
صلات: كسى كه از روى تقيّه در نماز جماعت مخالفان شركت كرده، بنابر قول به وجوب خواندن قرائت، بايد قرائت را خود بخواند و در صورتى كه زمان كافى براى قرائت حمد نداشته باشد آيا واجب است در حال ركوع حمد را به پايان ببرد يا نه؟ دو قول وجود دارد. برخى به استناد قاعدۀ الضرورات، اتمام قرائت حمد را در حال ركوع واجب دانستهاند؛ زيرا با رفتن امام به ركوع، هرچند قيام در حال قرائت ممكن نيست، ليكن خود قرائت ممكن است، از اين رو، در حال ركوع حمد را به اتمام مىرساند. [٤]
نماز گزاردن بر مَركب و وسيلۀ نقليه در حال ضرورت جايز است؛ اما بر پايۀ قاعدۀ الضرورات، واجب است در حدّ امكان، شرايط و افعال نماز را رعايت كند. [٥]
حج: ارتكاب محرّمات احرام از روى اضطرار، همچون پوشيدن لباس دوخته يا خوردن غذاى معطر، هرچند براى محرم جايز است؛ ليكن به اندازهاى كه ضرورت اقتضا مىكند، جايز مىباشد. [٦]