فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٢٣ - قاعد١٧٢٨ الأوصافُ لاتُقابَلُ بالأعواض
ديدگاهها: بدون شك، در معاملات، كالاى مورد معامله داراى اوصاف فراوانى است كه منشأ رغبت يا بى رغبتى خريداران نسبت به آن و نيز اختلاف قيمت آن مىگردد. حال در معاملات معاوضى، آيا معاوضه بر ذات كالا صورت مىگيرد؛ به گونهاى كه اوصاف، دخالتى در عوض ندارد يا بر مجموع ذات و وصف؟
در پاسخ سؤال ياد شده بايد گفت:
اوصاف دو گونهاند:
١). اوصافى كه در تماميت عين دخيل اند و بدون آنها عين معيوب به شمار مىرود، مانند گندم گنديده يا بردۀ نابينا.
٢. اوصافى كه در تماميت عين دخيل نيستند و با نبود آنها عين معيوب به شمار نمىرود؛ بلكه از وصف كمال آن كاسته مىشود، مانند بردۀ بى سواد. بى سوادى در برده، عيب محسوب نمىشود؛ ليكن بردۀ بى سواد، فاقد كمالِ خواندن و نوشتن است؛ از اين رو، از اين جهت كامل به شمار نمىرود.
اوصاف نوع دوم، هرچند در ارزش كالا تأثيرگذار است و رغبت خريداران نيز نسبت به آن متفاوت خواهد بود؛ ليكن به گفتۀ برخى، ظاهر كلمات فقها، اتفاق و اجماع آنان بر اين است كه ثمن در ازاى اوصاف كمال قرار نمىگيرد؛ به گونهاى كه بخشى از بهاى كالا در ازاى آن باشد؛ بلكه آنچه ثمن در ازاى آن قرار مىگيرد، عبارت است از جوهر و ذات شىء نه اعتبارات و اوصاف آن. [١]
آيا اوصاف نوع اول جزئى از معوّض يا به منزلۀ جزء است؛ بدين معنا كه بخشى از ثمن در ازاى آن قرار مىگيرد؛ به گونهاى كه اگر معلوم شود عين مورد معامله (مثمن) معيوب است، جزئى از عوض در ازاى آن اوصاف ساقط مىشود يا نه؟ مسئله محل اختلاف است. [٢]
تطبيق: در معاملات، اوصاف كالا بايد ذكر شود و معامله بدون ذكر اوصاف كالا به سبب جهالت، باطل مىباشد.
هرگاه پس از معامله، كالاى تحويل شده به خريدار فاقد اوصاف ذكر شده باشد، خريدار مىتواند معامله را فسخ يا امضا كند؛