فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٨٩ - قُوت غالب
جهاد: آتش بس در صورت قوى بودن سپاه اسلام تا چهار ماه جايز است و بنابر قول مشهور، بيش از يك سال جايز نيست، و در جواز آن در بيشتر از چهار ماه و كمتر از يك سال اختلاف است. [١] بر رزمندگان شجاع و قوى مستحب است در ميدان جنگ با اذن امام به مبارزطلبى و فرياد هل من مبارز دشمن پاسخ دهند و به نبرد با آنان بشتابند. [٢]
غصب: در تحقق غصب، قوى بودن غاصب نسبت به مالك شرط است. بنابر اين، اگر انسان ضعيفى داخل خانهاى شود و در آن ساكن گردد، و صاحب خانه قوى باشد و توان دفاع از اموال خويش داشته باشد، متجاوز به عنوان غاصب ضامن نيست؛ ليكن برخى گفتهاند: نسبت به منافعى كه به تصرف خويش درآورده، ضامن است؛ استيفا كرده باشد يا نكرده باشد. [٣] البته بايد بدل منافعى را كه استفاده كرده است، بپردازد [٤]غصب).
قوت غالب
قوت غالب: خوراك اصلى بيشتر مردم.
مراد از قوت، خوراك مورد نياز بدن انسان است و قوت غالب، خوراكى است كه مردم غالباً از آن تغذيه مىكنند. از احكام مرتبط با آن در بابهاى زكات، تجارت، نكاح و كفّارات سخن گفتهاند.
زكات: در جنسى كه به عنوان زكات فطره داده مىشود، اختلاف است. مشهور متأخران، آن را قوت غالب دانستهاند. [٥]
در اينكه مراد از قوت غالب، قوت نوع انسانها است يا قوت غالب منطقهاى كه انسان در آنجا زندگى مىكند و يا قوت غالب زكات دهنده، احتمالات مختلفى در مسئله داده شده است. برخى احتمال اول [٦]و برخى ديگر احتمال دوم [٧] را برگزيدهاند. بعضى گفتهاند: زكات دهنده مخيّر است بين پرداخت قوت غالب خود يا وطنش و يا منطقهاى كه شب عيد فطر در آنجا اقامت دارد [٨]← زكات فطره).
[١]. موسوعة الخوئى ٤١/٢٢ و ٣٧١/١٩
[٢]. نهاية الإحكام ١٣٥/١؛ الروضة البهية ٣٧٦/١؛ مدارك الاحكام ١٥/٢؛ ذخيرة المعاد/ ٦٦
[٣]. جواهرالكلام ٢٩١/٢١-٢٩٨ ؛ منهاج الصالحين (خوئى) ٤٠١/١
[٤]. منتهى المطلب ١١٣/١٤؛ جواهر الكلام ٨٨/٢١
[٥]. جواهر الكلام ٢٧/٣٧
[٦].٢٧؛ جامع المقاصد ٢١١/٦-٢١٢؛ تحرير الوسيلة ٢ / ١٧٥-١٧٦.