فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٨١ - قند
قانع عبارت است از كسى كه به آنچه به او داده مىشود - هرچند اندك - قانع مىباشد و آن را كم نمىشمرد و درخواست بيشتر نمىكند. [١]
از قناعت به معناى دوم به مناسبت در باب خمس سخن گفتهاند.
خمس سود كار و كسب پس از كسر هزينههاى سالانۀ خود و خانواده محاسبه مىشود، و چنانچه به سبب قناعت و صرفه جويى، چيزى از مخارج سالانه زياد بيايد، واجب است خمس آن پرداخت گردد. [٢]
قِنَّب
← كنف
قُنبره
← چكاوك
قند
قند: از خوردنيها.
از آن به مناسبت در بابهاى طهارت، صلات و تجارت نام بردهاند.
طهارت: قندى كه از شكر نجس درست شود، نجس است و با گذاشتن در آب كر يا جارى پاك نمىشود. برخى گفتهاند: ظاهر آن پاك مىشود، اما باطنش پاك نمىشود. [٣]
استنجا (←استنجاء) با خوردنيها؛ بويژه نان، گوشت، انواع ميوهها، قند، نبات و ادويه حرام است. [٤]
صلات: از مبطلات نماز، خوردن و آشاميدن است؛ ليكن چنانچه قند و مانند آن در دهان نمازگزار باشد و به تدريج آب شود و فرو رود، در مبطل بودن آن اختلاف است. [٥]
تجارت: داد و ستد چيزهايى كه از يك جنس به شمار مىروند، مانند قند، نبات، و شكر بايكديگر به زيادى، ربا و حرام است. [٦] قندى كه از چغندر گرفته مىشود، آيا داد و ستد آن دو با زيادى يكى بر ديگرى ربا و حرام است؟ برخى تصريح به ربا نبودن آن كردهاند. [٧]
[١]. نهج البلاغة/ ٤٨٢ و ٥٠٢
[٢]. الكافى (كلينى) ١٣٨/٢-١٣٩
[٣]. الكافى (كلينى) ١٣٨/٢-١٣٩
[٤]. فقه القرآن ٢٩٦/١؛ جامع المقاصد ٢٤٣/٣
[٥]. توضيح المسائل مراجع ١٠/٢.
[٦]. توضيح المسائل مراجع ١١٤/١
[٧]. رسالههاى خطى فقهى (شارع النجاة) / ٣٢٦
[٨]. توضيح المسائل مراجع ٦٢٩/١
[٩]. مهذب الاحكام ٣١٤/١٧
[١٠]. جواهر الكلام ٣٥٣/٢٣؛ العروة الوثقىٰ [(تكملة] (٢٩/٢-٣٠.