فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٦٥ - قلب
اگر خواب بر قلب (عقل يا نفس) چيره و ادراكات ظاهرى به سبب آن تعطيل شود؛ به گونهاى كه صدايى را نشنود و چيزى را نبيند، موجب بطلان وضو مىگردد. [١]
صلات: آيا در عمل عبادى در تحقق نيّت، تنها داعى قلبى (نفسانى) كفايت مىكند يا خطور دادن آن به ذهن نيز لازم مىباشد؟ مسئله محل اختلاف است [٢]← نيّت).
هنگام داخل شدن در نماز، كسل يا مشغول بودن قلب (ذهن و خيال) به غير نماز مكروه است؛ بلكه سزاوار است هرچه را كه مانع خشوع و حضور قلب مىشود ابتدا برطرف سازد، سپس نماز بگزارد. [٣]
برترين دعا، دعايى است كه از روى صدق نيّت و حضور قلب باشد [٤]← حضور قلب).
امر به معروف و نهى از منكر: انزجار قلبى (نفسانى) مؤمن از معصيت و منكر، واجب و لازمۀ ايمان به خداوند مىباشد و كمترين مرتبۀ انكار منكر به شمار مىرود (←امر به معروف و نهى از منكر).
انكار قلبى منكر با اظهار ناخشنودى قلبى، همچون روى برگرداندن يا ترش رويى كردن نسبت به انجام دهندۀ منكر، تحقق مىيابد و اگر عامل به منكر تنها با انكار قلبى دست از منكر بردارد، نهى از منكر محقق و به همان اندازه بسنده مىگردد. [٥]
تجارت: از اقسام سحر، تعليق قلب است، مانند آنكه ساحر ادعا كند اسم اعظم مىداند و جنيان در اطاعت اويند. شنوندۀ ضعيف العقل، به حقانيت ادعاى ساحر اعتقاد پيدا كرده و قلبش به آن تعلق مىگيرد و درپى آن، بيم و ترس بر او مستولى مىگردد و ساحر بدين وسيله قادر مىشود كار مورد نظر خود را انجام دهد [٦]← سحر).
قضاء: قضاوت كردن هنگام اشتغال قلب (نفس يا ذهن) به چيزى همچون تجارت، ترس يا اندوه كراهت دارد. [٧]
قساوت قلب (نفس)، امرى نكوهيده است كه به سبب دورى از خدا و اولياى او و ارتكاب گناه حاصل مىشود، چنان كه رقّت و نرمى قلب، امرى پسنديده مىباشد كه با نزديك شدن به خدا و اولياى او بر اثر اطاعت از خداوند و دورى از گناه حاصل مىگردد [٨]← قساوت).