فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٦١ - قفل
كه حرام است. [١] بنابر تصريح برخى، مراد از قفّازين حرام بر زن محرم، هر نوع دستكش است. [٢]
قفر
قُفر: نوعى قير.
در روايتى از سجده بر قير و قُفر نهى شده است. [٣] قُفر به نوعى قير يا مادهاى شبيه آن تعريف شده است [٤]← قير).
قفس
قفس: جعبه يا اتاقكى مشبك براى نگهدارى حيوانات.
از آن به مناسبت در باب تجارت و غصب سخن گفتهاند.
تجارت: خريد و فروش و نگهدارى پرنده و جانور وحشى در قفس جايز است. [٥]
غصب: اگر كسى درِ قفس ديگرى را باز كند و پرنده از قفس بيرون رود، در صورت تلف شدن يا عدم بازگشت آن، ضامن است.
همچنين هرگاه پرنده هنگام خروج، قفس را بيندازد و بر اثر آن چيزى بشكند يا خسارتى ديگر وارد شود، گشاينده قفس ضامن خواهد بود [٦]← تسبيب).
قفل
قفل: ابزارى براى جلوگيرى از دسترسى به جايى يا چيزى.
قفل عبارت است از ابزارى كه از دسترسى آزاد به جايى يا چيزى جلوگيرى مىكند. از آن در بابهاى بيع، اجاره و حدود سخن گفتهاند.
قفلهاى نصب شده در خانه، مغازه، خودرو و مانند آن همراه كليد آن جزء خانه و مغازه و خودرو است كه هنگام فروش يا اجاره بايد تسليم خريدار و مستأجر گردد، ليكن قفلهاى نصب نشده و جدا داخل در بيع و اجاره نيستند. [٧]
[١]. الدروس الشرعية ٣٧٧/١؛ كشف الغطاء ٥٦٤/٤ - ٥٦٥؛ جواهر الكلام ٢٤٣/١٨ و ٣٤١-٣٤٢؛ كتاب الحج (شاهرودى) ١٥٣/٣؛ الوافى ٥٨٣/١٢؛ الصحاح (جوهرى) و النهاية (ابن اثير)، واژۀ «قفز»
[٢]. جواهر الكلام ٣٤١/١٨
[٣]. مناسك حج (مراجع) / ٢٤٢.
[٤]. وسائل الشيعة ٣٥٣/٥-٣٥٤
[٥]. مجمع البحرين واژۀ «قفر»؛ الحبل المتين/ ١٦٦.
[٦]. استفتائات (بهجت) ٢٠٣/٣؛ صراط النجاة ٣ / ٢٩١-٢٩٢
[٧]. مسالك الافهام ١٧٠/١٢ - ١٧١؛ وسيلة النجاة/ ٦٥٣؛ تحرير الوسيلة ١٩٠/٢.