فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٦٦ - قرينه لفظى
قرينه لفظى
قرينه لفظى: از اقسام قرينه.
قرينۀ لفظى كه به آن قرينۀ مقالى نيز مىگويند، عبارت است از لفظ يا الفاظى غير صريح كه بر مقصود متكلم دلالت مىكند، مانند كلمۀ «باكيةً» در جملۀ «رأيتُ عيناً باكيةً» كه دلالت مىكند مقصود از «عين»، «چشم» است نه چشمه.
مقابل آن، قرينۀ غير لفظى يا لبّى قرار دارد. قراين عقلى، ارتكازى و مقامى از نوع قرينۀ غير لفظى اند. از آن در اصول فقه سخن گفتهاند.
قرينۀ لفظى دو گونه است: متصل و منفصل.
قرينۀ لفظى متصل عبارت است از لفظى كه متصل به كلام و بيانگر مقصود جدّى گوينده از سخن خويش است، مانند اين سخن: «اكرِمِ كلَ عالمٍ الا أن يكونَ فاسقاً».
جملۀ «الا أن يكونَ فاسقاً» كه استثنا است، قرينه بر مقصود گوينده از جمله «اكرم كل عالم» مىباشد و اينكه مقصود، اكرامِ عالمِ غير فاسق است نه همه عالمان.
قرينه لفظى متصل، مانع انعقاد ظهور بدوى كلام (ذوالقرينه) مىشود كه در جمله «اكرِمِ كلَ عالمٍ»، لزوم اكرام همۀ عالمان است؛ ليكن اين ظهور با آمدن قرينۀ متصل بر طرف و ظهور كلام با ملاحظه مجموع مستثنا و مستثنامنه منعقد مىگردد.
قرينۀ لفظى منفصل عبارت است از لفظى كه در خطابى ديگر آمده است؛ ليكن فرض اتصال آن به خطاب نخستين، موجب انصراف آن از ظهور اولى به ظهور ديگرى با لحاظ مجموع دو خطاب خواهد شد، مانند آنكه متكلم بگويد:
«اكرِمِ العُلماء»، سپس در خطابى ديگر بگويد: «لاتُكرم فُسّاقَ العلماء». خطاب دوم قرينۀ منفصل بر تعيين مراد جدّى از خطاب نخست است؛ زيرا بر فرض اتصال خطاب دوم به خطاب اول، ظهور خطاب اول را در اراده عموم علما به ظهور در ارادۀ غير فاسقان از آنان بر مىگرداند.
بنابر اين، قرينۀ منفصل، بر خلاف قرينۀ متصل، هرچند مانع انعقاد ظهور عام در عموم نمىشود، ليكن مانع حجّيت ظهور