فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٦٣ - قرينه
مبيّن و مفسّر بودن قرينه نسبت به ذوالقرينه دانستهاند. بنابر اين، قرينه از اين جهت كه حاكم بر ذوالقرينه است بر آن مقدّم مىشود؛ خواه ظهور آن قوىتر از ظهور ذوالقرينه باشد يا مساوى و يا ضعيفتر از آن. [١] برخى اصوليان ملاك تقديم را تقديم اظهر بر ظاهر دانستهاند [٢]← قاعدۀ تقديم اظهر بر ظاهر).
بنابر ديدگاه دوم، در صورت اقوا و اظهر بودن ظهور ذوالقرينه از ظهور قرينه، قرينه مقدّم نمىشود؛ از اين رو، عام به مفهوم مخالف تخصيص نمىخورد؛ زيرا ظهور مفهوم مخالف در خصوص، ضعيفتر از ظهور عام در عمومِ مستفاد از منطوق است؛ ليكن بنابر ديدگاه نخست، قرينه در هر حال بر ذوالقرينه مقدّم مىشود.
اما ملاك كلى براى تشخيص قرينه از ذوالقرينه در جمله، به گفتۀ برخى، ظهور عرفى است كه اين ظهور ميان هر صفت و موصوف، حال و ذوالحال و تابع و متبوعى وجود دارد و تابع، قرينه، و متبوع، ذوالقرينه مىباشد و چنانچه نزد عرف در قرينه بودن جزئى از اجزاى كلام شك شود، كلام، مجمل مىگردد. [٣]
برخى ديگر گفتهاند: ميزان كلى در قرينه آن است كه مقوّم كلام نباشد؛ بلكه از ملحقات و قيود اركان كلام باشد.
مقصود از اركان كلام، مسند و مسند اليه است، مانند مبتدا و خبر و فعل و فاعل. [٤]
بعضى با پذيرفتن اين ديدگاه كه ملحقات و قيود كلام، قرينه و اركان، ذوالقرينه است، گفتهاند: بيان ضابطه و ملاك كلى در تشخيص قرينه از ذوالقرينه بسيار مشكل است. [٥]
←اصل لفظى)
[١]. لسان العرب، واژۀ «قرن»
[٢]. فرهنگ نامه اصول فقه/ ٦٣٠
[٣]. تعليقة على معالم الاصول ٣ / ٢٤٤
[٤]. الفتاوى الواضحة/ ٥٦٢
[٥]. كشف اللثام ٣١٦/٢؛ جواهر الكلام ٢٠٣/٢٩ - ٢٠٤
[٦]. قوانين الاصول ٢٢٨/٢-٢٢٩
[٧]. مباحث الاصول ١١٢/٤
[٨]. مصباح الفقاهة ٤١٢/٥
[٩]. معجم مفردات اصول الفقه المقارن/ ٢٢٨؛ فرهنگ نامه اصول فقه/ ٦٣٢ و ٦٣٣
[١٠]. جامع المقاصد ٩٤/١٠؛ الحدائق الناضرة ١١٦/١
[١١]. الجواهر الفخرية ٤٠١/١٣؛ هدى الطالب ٣٨٣/٢
[١٢]. المعالم الجديدة/ ١٤٥
[١٣]. معجم مفردات اصول الفقه المقارن/ ٢٢٧
[١٤].٢٢٨
[١٥].٢٢٧ و ٢٢٩
[١٦]. اجود التقريرات ٤٤٢/٢؛ بحوث فى علم الاصول ١٧٣/٧ و ١٧٨؛ تحريرات فى الاصول ٤٨٩/٥؛ (تنقيح الاصول ٤٤٣/٢؛ اصول الفقه ١٤٩/١؛ آراؤنا فى اصول الفقه ٢٢٤/١-٢٢٥