فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٣٥ - قربانى
قربانگاه
← قربانى
قربانى
قربانى: حيوانى كه براى خدا ذبح يا نحر مىشود.
به حيوانى كه براى امتثال امر خدا كشته مىشود قربانى گويند. چنان كه به قربانى اى كه در روز عيد قربان تا دو يا سه روز بعد از آن ذبح مىشود «اُِضحيّه» گفته مىشود و به قربانىاى كه در حج سر مىبرند «هَدى» گويند و به قربانىاى كه براى نوزاد ذبح مىشود «عقيقه» گويند.
اقسام: قربانى به لحاظ تكليفى به واجب و مستحب تقسيم مىشود. قربانى واجب عبارت است از قربانىاى كه براى حج يا صدّ يا احصار يا نذر و يا كفّاره واجب شده است. قربانى مستحب عبارت است از قربانى در روز عيد قربان و عقيقه.
الف. قربانى واجب
قربانى در حج: از واجبات حج تمتّع (←حج تمتّع) قربانى كردن است. بر حج گزارانى كه حج تمتّع نمىگزارند، قربانى واجب نيست، جز در حج قِران (←حج قِران) كه حاجى حيوان را با خود مىآورد، در صورتى كه با اشعار (← اشعار) يا تقليد (←تقليد) احرام ببندد و يا حج قِران به نذر و مانند آن، همچون عهد واجب شده باشد، كه در اين موارد، قربانى كردن در حج قِران نيز بر حاجى واجب خواهدبود. [١]
اوصاف قربانى: قربانى حج بايد داراى اين ويژگيها باشد:
١). شتر يا گاو و يا گوسفند باشد. [٢]
٢. سِنّى خاص داشته باشد؛ بدين معنا كه شتر، گاو و بز بايد به سن «ثَنى» رسيده باشد. مراد از «ثنى» در شتر داخل شدن در سال ششم و در گاو و بز بنابر قول مشهور، داخل شدن در سال دوم است.
معروف در لغت، داخل شدن در سال سوم است؛ از اين رو، برخى احتياط وجوبى را در قربانى كردن گاو و بز دو ساله دانستهاند.
در ميش بايد به سن «جَذَع» رسيده باشد. در معناى جذع اختلاف است.
يكسالگى، كمتر از يكسالگى، هفت ماهگى