فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٣١ - قرائتهاى متواتر
(م ٢٠٥ ه. ق) و ابوجعفر يزيد بن قعقاع مخزومى (م ١٢٨ ه. ق). [١]
آيا مقصود از تواتر قرائتها، تواتر آنها تا رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله است؛ بدين معنا كه هر يك از اين قرائتها به تواتر از آن حضرت نقل شده است، يا مقصود تواتر آنها تا قاريان آن قرائتها مىباشد؛ بدين معنا كه هر كدام از اين قرائتها به تواتر از ايشان نقل شده است؟ برخى تصريح كردهاند كه هر يك از اين قرائتها به تواتر از رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله نقل شده است. برخى نيز قرائات را متواتر تا قاريان دانستهاند، نه تا پيامبر صلّى اللّٰه عليه و آله. [٢]
بعضى اصل تواتر اين قرائتها را منكر شده و گفتهاند: اين قرائتها توسط دو نفر از شاگردان هر يك از قاريان نقل شده است.
بنابر اين، تواتر تنها در طبقات بعد از قاريان وجود دارد، نه تا خود قاريان تا چه رسد به وجود مبارك پيامبر صلّى اللّٰه عليه و آله. [٣] از احكام عنوان ياد شده در باب صلات سخن گفتهاند.
بر اساس آنچه به اكثر فقها نسبت داده شده، واجب است قرائت در نماز منطبق با يكى از قرائتهاى متواتر باشد و قرائت به ساير قرائتها صحيح و مجزى نيست. اكثر فقها تنها قرائتهاى هفت گانه را متواتر مىدانند. [٤] برخى نيز تمامى ده قرائت ياد شده را متواتر دانستهاند. [٥]
بعضى گفتهاند: مقصود از تواتر اين قرائتها اين نيست كه تمامى آنها متواتر است؛ بلكه مقصود آن است كه قرائت متواتر منحصر به اين تعداد است و خارج از مجموع آنها نيست. بنابر اين، قرائت بايد منطبق با اين قرائتها باشد و قرائت شاذّ و غير متواتر از قرائتهاى هفت يا ده گانه صحيح و مجزى نيست. [٦]
برخى در اصل مسئله اشكال كرده و قرائت به يكى از قرائتهاى متواتر را نپذيرفته و گفتهاند: هر قرائتى كه ميان مسلمانان متداول و متعارف است، صحيح مىباشد؛ چه از قرائتهاى هفت يا ده گانه باشد يا نباشد. [٧]
برخى ديگر گفتهاند: قرائت به عربى صحيح كفايت مىكند؛ هرچند در حركت، ساختار كلمه يا اعراب آن، مخالف قرائتهاى هفت گانه باشد. [٨]