فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٩٩ - قتل عام
برخى، معانى ديگر (زجركش كردن، كشتن در حضور مردم و كشتن پس از تهديد به قتل) را نيز احتمال دادهاند؛ [١]چنان كه برخى همۀ موارد و معانى ياد شده را مصداق قتل صبر دانستهاند. [٢]
از حيواناتى كه مردار به شمار رفته و خوردن گوشت آن حرام مىباشد، «مصبوره» است؛ يعنى حيوانى كه به قتل صبر جان داده است؛ بدين گونه كه بسته شده تا اينكه مرده و يا ابتدا مجروح گشته، سپس بسته شده تا مرده است. در روايتى نيز از كشتن حيوان به قتل صبر نهى شده است كه مقصود از آن، بستن حيوان، سپس كشتن آن با پرتاب سنگ و مانند آن به سوى او است. [٣]
ذبح حيوان به ذبح صبر مكروه است.
مقصود از آن، ذبح حيوان در حال نظارهگر بودن حيوانى ديگر است. [٤] ظاهر كلام برخى قدما حرمت آن است. [٥]
در كلمات برخى قدما از كشتن با شمشير در حدودى همچون لواط و سرقت براى بار چهارم، به قتل صبر تعبير شده است. [٦]
قتل عام
قتل عام: كشتار دسته جمعى.
از آن به مناسبت در باب جهاد سخن گفتهاند.
در جهاد با كفار، قتل عام زنان، كودكان و ديوانگان، هرچند در جنگ كمك كنند و نيز سالخوردگان در صورت شركت نكردن در جنگ و يا كمك فكرى و مشورتى نكردن، جايز نيست، مگر هنگام ضرورت، مانند آنكه دشمن آنان را سپر قرار داده باشد يا پيروزى بر دشمن متوقف بر آن باشد. [٧]
بسيارى از فقها در جهاد با كفار، قتل عام دشمن از طريق سم، بستن آب بر آنان
[١]. النهاية (ابن اثير)، لسان العرب و مجمع البحرين، واژۀ «صبر»
[٢]. مسالك الافهام ٤٢/٣
[٣]. كتاب السرائر ٩/٢؛ تذكرة الفقهاء ١٦٨/٩؛ الدروس الشرعية ٣٣/٢
[٤]. جواهر الكلام ١٣٢/٢١؛ جامع المسائل (بهجت) ٣٩٤/٢
[٥]. مسالك الافهام ٤٢/٣
[٦]. غاية المراد (حاشية الارشاد) ٤٨٧/١؛ رياض المسائل ٥٣٧/٧ - ٥٣٨
[٧]. مسالك الافهام ٥٢/١٢
[٨]. كتاب السرائر ١٠٩/٣؛ الدروس الشرعية ٤١٦/٢؛ مسالك الافهام ٤٩٠/١١
[٩]. النهاية / ٥٨٤؛ جواهر الكلام ١٣٧/٣٦
[١٠]. الكافى فى الفقه/ ٤٠٦، ٤٠٨-٤٠٩ و ٤٢٠.