فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٨٦ - قاعد١٧٢٨ لايَنكِحُ أبُ المُرتَضِع فى اولادِ صاحبِ اللَّبَن
واجب و شكستن آن موجب كفاره است كه سوگند به «اللّٰه» يا نامهاى خاص او، مانند ربّ، رحمان، خالق و رازق باشد. [١]
مستند قاعده: بر اعتبار اين قاعده به روايات و نيز اجماع استدلال شده است. [٢]
←قسم)
قاعدۀ لاينكحُ أب المرتضع...
قاعدۀ لايَنكِحُ أبُ المُرتَضِع فى اولاد صاحبِ اللَّبَن: از قواعد فقهى.
قاعدۀ ياد شده عبارت است از حرمت ازدواج پدر كودكى كه از زنى ديگر شير خورده است با فرزندان صاحب شير. [٣]از آن در باب نكاح سخن گفتهاند.
مفاد قاعده: مقصود از «مرتضع» كودكى است كه از زنى جز مادرش شير خورده است و مقصود از «صاحب لبن» همسر آن زن شير دهنده است كه زن از او حامله و داراى شير شده است. مراد از «اولاد» اعم از فرزندان نسبى و رضاعى است. بنابر اين، مفاد قاعده چنين مىشود كه بر پدر كودكى كه از زنى ديگر شير خورده است، ازدواج با فرزندان نسبى و رضاعى صاحب شير حرام خواهد بود؛ چنان كه ازدواج خود كودك نيز با آنان حرام مىباشد. همچنين ازدواج پدر كودك با فرزندان نسبى شير دهنده از شوهرى ديگر حرام است. [٤] بنابر اين، اگر مادر بزرگ مادرى كودك، او را شير دهد، مادر كودك - كه زوجه پدر او مىشود - بر پدر كودك حرام مىگردد؛ خواه صاحب شير جدّ كودك باشد يا غير او؛ زيرا زوجه از اولاد صاحب شير محسوب مىشود، در صورتى كه صاحب شير، جدّ كودك باشد و از فرزندان نسبى زن شير دهنده به شمار مىرود، در صورتى كه صاحب شير جدّ كودك نباشد. همچنين است اگر كودك را ديگر زنانِ جدِ كودك - جز مادربزرگ او - شير دهند. [٥]
از برخى، عدم حرمت اولاد صاحب شير و شير دهنده بر پدر كودك، نقل شده است. [٦]
[١]. القواعد و الفوائد ١٦٥/٢؛ الدروس الشرعية ٢ / ١٦١؛ الروضة البهية ١٤/٣ و ٤٨-٥٢
[٢]. الخلاف ٥١٣/٤؛ وسائل الشيعة ٢٥٩/٢٣.