فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٠٣ - قاعد١٧٢٨ فِراش
بدون دخول عنوان فراش محقق نمىشود؛ هرچند عقد صورت گرفته و پس از آن امكان آميزش نيز فراهم گشته باشد. [١]
آيا مقصود از دخول، مطلق دخول است؛ چه از قُبُل و چه از دُبُر و يا تنها دخول از قُبُل تحقق بخش عنوان فراش است؟ برخى، دخول از دُبُر را كافى ندانستهاند. [٢]
در كنيز، فراش با مالك شدن او تحقق نمىيابد. در اينكه آيا فراش با آميزش پس از تملّك كنيز، تحقق مىيابد يا نه؟ مسئله اختلافى است. بنابر ديدگاه نخست، به صرف تحقق ملكيّت، نمىتوان حكم به لحوق نوزاد به مولا كرد، مگر آنكه مولا به آميزش با كنيز اعتراف كند؛ بر خلاف زوجه كه تحقق عقد ازدواج با امكان آميزش در حكم به لحوق نوزاد به زوج كفايت مىكند؛ هرچند دخولى انجام نگرفته باشد. [٣]
بنابر ديدگاه دوم، كنيز با آميزش نيز فراش به شمار نمىرود؛ از اين رو، حتى در صورت آميزش با وى، نوزاد به مولا ملحق نمىشود، مگر آنكه مولا به فرزندى او اقرار كند. [٤] اين قول به مشهور نسبت داده شده است. [٥]
آيا زوجه در عقد موقّت نيز فراش محسوب مىگردد؟ برخى تصريح به عدم كرده، ليكن گفتهاند: زوجه غير دائم در حكم فراش است و همچون عقد دائم، نوزاد به زوج ملحق مىگردد. [٦]
آيا آميزش به شبهه نيز موجب صدق عنوان فراش خواهد بود يا نه؟ مسئله محل اختلاف است. [٧]
اماريت قاعده: قاعدۀ فراش اماره به شمار مىرود؛ بدين معنا كه در صورت شك در انتساب، نوزاد به صاحب فراش ملحق مىشود و ديگرى نصيبى ندارد.
بنابر اين، در موارد يقين به انتساب نوزاد به صاحب فراش، موضوعِ جريان قاعدۀ فراش منتفى است و قاعده جارى نمىشود. چنان كه در موارد علم به عدم انتساب نيز جارى نمىشود؛ زيرا اماره بودنِ هر امارهاى منوط به عدم قطع و يقين به خلاف آن است. [٨]
شرايط: در جريان قاعدۀ فراش، علم نداشتن به خلاف مقتضاى آن شرط است.