فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٠٢ - قاعد١٧٢٨ فِراش
از قاعدۀ ياد شده در باب نكاح و نيز كتب دربردارندۀ قواعد فقهى سخن گفتهاند.
مفاد قاعده: از آنجا كه قاعدۀ فراش برگرفته از روايت ياد شده است، براى تبيين مفاد آن بايد معناى حديث روشن شود. فراش در لغت عبارت است از آنچه كه براى نشستن، خوابيدن و مانند آن مىگسترانند و به كنايه بر زن (زوجه) نيز اطلاق مىشود. [١] برخى لغويان گفتهاند:
فراش به كنايه بر زن و مرد (زوجه و زوج) هر دو اطلاق مىشود. [٢]
بنابر ديدگاه نخست، در جملۀ «الولد للفراش» كلمۀ «صاحب» حذف شده و در اصل «الولد لصاحب الفراش» بوده است؛ يعنى نوزاد به صاحب فراش كه زوج باشد ملحق مىگردد؛ ليكن بنابر نظر دوم - كه فراش بر زوج نيز اطلاق مىشود - نيازى به تقدير كلمه «صاحب» در جمله نيست و معناى آن، اين است كه نوزاد از آنِ فراش؛ يعنى زوج است.
مقصود از «عاهر» زنا كار است.
«حجر» به معناى سنگ و در حديث، كنايه است از بى اعتنايى به ادعاى زناكار در انتساب نوزاد به خود و عدم ترتيب اثر به آن. بنابر اين، مفاد قاعده چنين است كه همان گونه كه در فرض يقين به انتساب نوزاد به زوج، وى نمىتواند او را از خود نفى كند، در فرض شك نيز حق نفى نوزاد از خود را ندارد و از نظر شرع، نوزاد ملحق به او است و بر انكار او جز در صورت لعان (←لعان) اثرى مترتب نيست. [٣]
تحقق بخش فراش: بدون شك فراش با عقد دائم و دخول تحقق مىيابد.
بسيارى از فقها فراش را با عقد دائم و امكان دخول و آميزش پس از آن - و نه دخول فعلى - محقق دانستهاند. [٤] بنابر اين ديدگاه، دخول شرط تحقق عنوان فراش نيست.
برخى هريك از ازدواج دائم با امكان دخول و دخول فعلى را منشأ تحقق فراش دانستهاند. بر اساس اين ديدگاه، آميزش به شبهه نيز تحقق بخش عنوان فراش خواهد بود. [٥]
بعضى، علاوه بر عقد، دخول را شرط تحقق عنوان فراش دانستهاند. بنابر اين،