فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٠٢ - قاعد١٧٢٨ جواز البِدار لاُولِى الأعذار
تأخير انداختن آن، حتى در صورت احتمال زوال عذر قبل از پايان وقت، واجب نخواهد بود. [١]
ديدگاهها: ديدگاهها در جواز و عدم جواز به جا آوردن عبادت در اول وقت براى صاحبان عذر مختلف است. جمعى مبادرت را جايز دانستهاند؛ [٢] هر چند در صورت داشتن اميد به بر طرف شدن عذر تا قبل از پايان وقت، تأخير مستحب مىباشد؛ [٣] جز معذورى كه به جهت دسترسى نداشتن به آب براى وضو يا غسل، وظيفهاش تيمم است (←تيمم)، كه بنابر قول اكثر، بلكه مشهور، در فرض احتمال دادن رفع عذر و يافتن آب در وقت، بايد تيمم را به تأخير بيندازد و با تنگ شدن وقت و نيافتن آب در آخر وقت، مجاز به تيمم خواهد بود. [٤]
برخى، مبادرت را جايز ندانسته و تأخير تا آخر وقت را واجب دانستهاند. [٥] جمعى وجوب تأخير را مقيّد كردهاند به صورتى كه اميد يا احتمال زوال عذر تا پيش از انقضاى وقت مىرود؛ [٦] ليكن بعضى از قائلان به اين قول، بر خلاف ديدگاه اكثر فقها، مبادرت به تيمم را در اول وقت صحيح و جايز شمردهاند. [٧]
محل جريان قاعده: محل جريان قاعدۀ ياد شده هر جايى است كه زمان گزاردن تكليف وسيع باشد و براى مكلف عذرى پيش آيد كه نتواند همۀ اجزا و شرايط مأمورٌبه را مراعات كند؛ خواه وسعت وقت مادام العمر باشد، مانند قضاى نمازهاى روزانه، بنابر قول به مواسعه، يا محدود به زمانى خاص، مانند نمازهاى واجب روزانه كه هر كدام محدود به زمانى خاص است؛ مگر مواردى كه به دليل خاص از شمول قاعده خارج شده است.
برخى اعذار عبارتاند از عذر كامل گرفتن وضو و غسل، مانند جبيره (← جبيره)؛ عذر شستن لباس نجس و دسترس نداشتن به لباسى ديگر براى نماز؛ عذر نداشتن لباس پوشاننده عورت؛ عذر مكان به جهت نجس بودن آن؛ عذر فقدان آب براى وضو يا غسل؛ عذر بيمارى تكرر ادرار يا مدفوع؛ عذر ناتوانى از ايستادن در نماز و عذر در افعال و شرايط حج و عمره. [٨]