شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٤٩ - قالين (شعراء١٦٨/ )
قلى
قلىٰ:(ضحى٣/.)[*]
از مادّۀ«قلا»(بر وزن صدا)به معنى«شدت بغض و عداوت»است و از مادّۀ«قلو»(بر وزن سرو)به معنى«پرتاب كردن»نيز آمده است.
راغب معتقد است كه اين هر دو به يك معنى بازمىگردد ،زيرا كسى كه مورد عداوت انسان است گويى قلب او را پرت مىكند و نمىپذيرد.
اين ماده هم به صورت«ناقص يائى»آمده و هم«ناقص واوى»،در صورت اول به معنى«بغض و عداوت»و در صورت دوم،به معنى«پرتاب كردن و طرد كردن»است و همان گونه كه در بالا گفته شد هر دو معنى به يك ريشه بازمىگردد.
به هر حال،آيه خطاب به پيامبر(ص)مىگويد:«خداوند هرگز تو را وانگذاشته و مورد خشم قرار نداده است»وَ مٰا قَلىٰضحى٣/.
تعبير فوق،دلدارى و تسلى خاطرى است براى شخص پيامبر(ص)كه بداند اگر گاهى در نزول وحى تأخير افتد روى مصالحى است كه خدا مىداند و هرگز دليل برآن نيست كه طبق گفتۀ دشمنان،خداوند نسبت به او خشمگين شده باشد يا بخواهد او را ترك گويد،او هميشه مشمول لطف و عنايت خاصۀ خداوند است و همواره در كنف حمايت ويژۀ اوست.(ج ٩٧/٢٧-٩٨.)
قالين:(شعراء١٦٨/.)[**]
جمع«قال»از مادّۀ«قلى»(بر وزن حلق و بر وزن شرك)به معنى عداوت شديدى است
[*]ما ودعك ربك و ما قلى.
[**]قٰالَ إِنِّي لِعَمَلِكُمْ مِنَ الْقٰالِينَ .«لوط گفت:من(به هر حال)دشمن اعمال شما هستم»شعراء/١٦٨.