شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٠ - تَظْمَئوا (طه١١٩/ )
عرض مىكند[*].
«...آغاز آفرينش مرا از قطرات ناچيز منى قرار دادى،سپس مرا در ظلمتهاى سهگانه ،در ميان گوشت و خون و پوست ساكن كردى،اما هرگز از چگونگى آفرينش، مرا آگاه نساختى و در جريان اين كار قرارم ندادى(و در آن مخفيگاه به تطورات خلقتم ادامه دادى و هيچيك از امور حياتى مرا به من واگذار نكردى)سپس مرا كامل و سالم به دنيا منتقل ساختى تا از هدايتى كه پيش از اين در علم تو بود بهره يابم».(ج ٣٨٤/١٩.)
ظ م ء
تَظْمَئوا:(طه١١٩/.)[**]
از مادّۀ«ظمأ»(بر وزن طمع)به معنى«تشنه شدن»است.خداوند در اين آيه،آسايش بهشت و درد و رنج محيط بيرون آن را براى آدم چنين شرح مىدهد:
«تو در بهشت گرسنه نخواهى شد و برهنه نمىشوى و تو در آن تشنه نخواهى شد و آفتاب سوزان آزارت نمىدهد»لاٰ تَظْمَؤُا فِيهٰا وَ لاٰ تَضْحىٰطه١١٩/.
در اين جا سؤالى براى مفسران مطرح شده و آن اين كه چرا در اين آيات تشنگى با تابش آفتاب و گرسنگى با برهنگى ذكر شده،در حالى كه معمولا تشنگى را با گرسنگى همراه مىآورند؟ در پاسخ اين سؤال چنين گفتهاند كه ميان«تشنگى»و«تابش آفتاب»پيوند انكارناپذيرى است و امّا جمع ميان گرسنگى و برهنگى ممكن است به خاطر اين باشد كه گرسنگى نيز نوعى از برهنگى درون از غذاست(بهتر اين است كه گفته شود اين دو -برهنگى و گرسنگى-دو نشانۀ فقر است كه معمولا با هم آورده مىشوند).
[*]...فابتدعت خلقى من منى يمنى و اسكنتنى فى ظلمات ثلث:بين لحم و دم و جلد لم تشهرنىبخلقى و لم تجعل الى شيئا من امرى ثم اخرجتنى للذى سبق لى من الهدى الى الدنيا تا ما سويا!
[**]إِنَّ لَكَ أَلاّٰ تَجُوعَ فِيهٰا وَ لاٰ تَعْرىٰوَ أَنَّكَ لاٰ تَظْمَؤُا فِيهٰا وَ لاٰ تَضْحىٰ .طه١١٨/ و ١١٩.