شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٣٨ - ذو القرنين كه بود؟ (كهف٩٤/ )
اسكندر ذو القرنين مىخوانند و معتقدند كه او بعد از مرگ پدرش بر كشورهاى روم و مغرب و مصر تسلّط يافت و شهر اسكندريه را بنا نهاد،سپس شام و بيت المقدس را در زير سيطرۀ خود گرفت و ازآنجا به ارمنستان رفت،عراق و ايران را فتح كرد،سپس قصد «هند»و«چين»كرد و ازآنجا به خراسان بازگشت و شهرهاى فراوانى را بنا نهاد و به عراق آمد و بعد از آن در شهر«زور»بيمار شد و از دنيا رفت و به گفتۀ بعضى بيش از ٣٦ سال عمر نكرد،جسد او را به اسكندريه بردند و در آنجا دفن كردند[١](بعضى گفتهاند، نخستين كسى كه اين نظريه را ابراز كرده شيخ ابو على سينا در كتاب الشفاء بوده است).
دوم:جمعى از مورّخان معتقدند ذو القرنين يكى از پادشاهان«يمن»بوده(پادشاهان يمن به نام«تُبَّع»خوانده مىشدند كه جمع آن«تبابعة»است و كلمۀ«ذو»عربى است و ذو القرنين از لقبهاى عرب براى پادشاهان يمن بوده است).
از جمله اصمعى در تاريخ عرب قبل از اسلام و ابن هشام در تاريخ معروف خود به نام سيره و ابو ريحان بيرونى در الآثار الباقية را مىتوان نام برد كه از اين نظريّه دفاع كردهاند.
حتّى در اشعار«حميرىها»(كه از اقوام يمن بودند)و بعضى از شعراى جاهليّت اشعارى ديده مىشود كه در آنها افتخار به وجود ذو القرنين كردهاند[٢].
طبق اين فرضيّه،سدّى را كه ذو القرنين ساخته همان سدّ معروف«مأرب»است.
سومين نظريّه كه ضمنا جديدترين آنها محسوب مىشود همان است كه دانشمند معروف اسلامى ابو الكلام آزاد كه روزى وزير فرهنگ هند بود در كتاب محققانهاى كه در اين زمينه نگاشته است آمده[٣].
طبق اين نظريّه ذو القرنين همان«كورش كبير»پادشاه هخامنشى است.
نظريّه اوّل و دوم تقريبا هيچ مدرك قابل ملاحظۀ تاريخى ندارد و از آن گذشته،نه اسكندر مقدونى داراى صفاتى است كه قرآن براى ذو القرنين شمرده و نه هيچيك از
[١]تفسير فخر رازى و كامل ابن اثير،ج ٢٨٧/١.
[٢] الميزان،ج ٤١٤/١٣.
[٣] اين كتاب به فارسى ترجمه شده و به نام«ذو القرنين يا كورش كبير»انتشار يافته و بسيارى از مفسرانو مورخان معاصر،اين نظريه را با لحن موافق در كتابهاى خود مشروحا آوردهاند.