شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٩٠ - يَعَضُّ (فرقان٢٧/ )
است كه شخص پيامبر(ص)به عنوان رئيس حكومت اسلامى درزمينۀ مصالح جامعۀ مسلمين صادر مىكند.
اين آيه دربارۀ يهود و منافقان است كه باهم نجوى مىكردند و هدفشان آزار مؤمنان پاكدل بود كه نفس اين عمل زشت و حرام است.(ج ٤٣/٥،ج ١٥٩/٢٢،ج ٤٣٢/٢٣ و ٤٣٤.)
عضد
عَضُد:(قصص٣٥/.)[*]
از سرشانه تا آرنج را«عَضُد»گويند و گاه به معنى معين و مددكار به صورت استعاره آورده شده است.در اين آيه،خدا به موسى مىفرمايد:بازويت را بهوسيلۀ برادرت (هارون)قوى و نيرومند مىگردانيم.
در آيۀ ١٥ سورۀ كهف واژۀ«عضد»به معنى«يار و مددكار»آمده است،چنان كه مىخوانيم:
...وَ مٰا كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً.«...و من گمراهكنندگان را دستيار خود قرار نمىدهم».(ج ٤٦٣/١٢،ج ٧٨/١٦.)
عضض
يَعَضُّ:(فرقان٢٧/.)[**]
از مادّۀ«عضّ»(بر وزن سدّ)به معنى«گاز گرفتن با دندان»است و معمولا اين تعبير در
[*]قٰالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ ...«خدا به موسى فرمود بازويت را بهوسيله برادرت محكم مىكنيم...»قصص٣٥/.
[**]وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظّٰالِمُ عَلىٰ يَدَيْهِ ...«و به خاطر بياور روزى را كه ظالم دست خويش را از شدتحسرت به دندان مىگزد...»فرقان٢٧/.