شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٧٦ - غىّ (بقره٢٥٦/ )
بسيارى از مفسران ميان«ضلّ»و«غَوى»فرقى نگذاشتهاند و آنها را تأكيد يكديگر مىدانند،ولى بعضى معتقدند كه ميان اين دو تفاوت است:
«ضلالت»آن است كه انسان ابدا راهى به مقصد نيابد،ولى«غوايت»آن است كه راه او مستقيم و خالى از اشكال نباشد،اوّلى همچون«كفر»است و دومى همچون«فسق و گناه».
بنابراين«ضلالت»به معنى مطلق جهل و نادانى و بىخبرى است،ولى«غوايت» جهلى است كه با عقيدۀ باطلى توأم باشد.(ج ٣٢٢/١٣،ج ٤٧٩/٢٢.)
غىّ:(بقره٢٥٦/.)[*]
به معنى«گمراهى يا سرگردانى در بيراهه»است،ولى به معنى هرگونه گمراهى نيست،بلكه به گفتۀ راغب در مفردات،آن نوعى جهل و گمراهى است كه از فساد عقيده سرچشمه مىگيرد،يعنى جهلى است كه توأم با اعتقاد فاسد باشد.آيۀ مورد بحث مىگويد:«در قبول دين اكراهى نيست(زيرا)راه درست از راه منحرف آشكار شده است...»قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ .
در اين آيه،«غىّ»نقطۀ مقابل«رشد»است،رشد آن است كه انسان از طريقى برود و به مقصد برسد،امّا«غىّ»آن است كه از رسيدن به مقصود بازماند.
در شأن نزول آيه به نقل از مجمع البيان طبرسى چنين آمده است:
مردى از اهل مدينه به نام«حصين»دو پسر داشت.برخى از بازرگانانى كه به مدينه كالا وارد مىكردند هنگام برخورد با اين دو پسر آنان را به عقيده و آيين مسيحيت دعوت كردند،آنان هم سخت تحت تأثير قرار گرفته و به اين كيش وارد شدند و هنگام مراجعت نيز به اتفاق بازرگانان به شام رهسپار گرديدند.
«حصين»از اين جريان سخت ناراحت شد و جريان را به پيغمبر(ص)اطلاع داد و از حضرت خواست كه آنان را به مذهب خود برگرداند و سؤال كرد آيا مىتوانم آنان را با اجبار
[*]لاٰ إِكْرٰاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ...بقره٢٥٦/.